تقدیم به تمام دوستان خسته ولی امیدوار
محبس خویشتن منم
از این حصار خسته ام
در همه جای این زمین ، هم نفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است ، از این دیار خسته ام
کشیده سر نوشت من ، به دفترم خط عذاب
از آن خطی که او نوشت ، به یادگار خسته ام
در انتظار معجزه فصل به فصل رفته ام
هم از خزان تکیده ام ، هم از بهار خسته ام
سوار این چرخ فلک ، به گرد خویش گشته ام
بس است تکرار ملال ، ز روزگار خسته ام
دلم نمی تپد چرا ، ز شوق این همه صدا
من از عذاب کوه بغض ، به کوله بار خسته ام
همیشه من دویده ام ، به سوی مسلخ غبار
از آن که گم نمی شوم ، در آن غبار خسته ام
به من تمام می شود ، سلسله ی رو به زوال
من از تبار حسرتم ، که از تبار خسته ام
قمار بی برنده ایست، بازی تلخ زندگی
چه برده و چه باخته ، از این قمار خسته ام
گذشته از جاده ی ما ، تهی ترین غبارها
از این غبار بی سوار ، از انتظار خسته ام
همیشه یاور است یار، ولی نه آنکه یار ماست
از آنکه یار شد مرا ، به گرده بار خسته ام
****************
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین

