هو المحبوب
![]()
خوش ام کز مال دنیا دلبر جانانه ای دارم
اگر چون شمع می سوزم به بر پروانه ای دارم
برای بزم یارم گر ندارم باده ی گلگـــــــون
درون سینـــــــه از خون جگر پیمــــانه ای دارم
بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست ،
و مارا از آرزوی دراز نگاهدار ،و آرزوها را با عمل راستین بر ما کوتاه کن ،
تا به پایان بردن ساعتی را از پی ساعتی و دریافتن روزی را به دنبال
روزی و پیوستن نفسی را به نفسی و رسیدن گامی را به گامی آرزو
نکنیم .
و ما را از فریب آرزوها در سلامت دار و از بدیهاش در امان و مرگ را در
برابر دیدگــان ما مجسم کن و یادش را گهــگاه در خاطــر ما میــــــار
(بلکه همیشه به یادش باشیم) و از اعمـــال شایسته عملی برایمان
قرار ده که با آن بازگشت به حضرتت را (با همه سرعتش)کند شماریم
و برای رسیدن به کویت بدان حرص ورزیم به طوری که مرگ برای ما
محل انسی باشد که به آن انس گیریم و مرکز الفتــــی باشد که بدان
شوق ورزیم و خویشاوند نزدیکی باشد که قرب به اورا دوست بداریم ،
پس هر زمــان که آن را بر مــا وارد کنی و فرود آری مــا را از دیدارش
خوشبخت فرمــا و چون بر مـا وارد شود آن را مایه انس ما قرار ده و
مــا را در مهمــانی او به رنج و زحمت مینــداز و با زیارت او سرافکنده
مساز و آن را دری از درهای مغفرت و کلیــدی از کلیدهای رحمت خود
قرار ده .
ما را در جمع هدایت شدگانی بمیران که گمراه نگردندو فرمانبردارانی
که ا کراه به خود راه ندهند و تائبینی که گناه نکنند و بر گناه اصــــرار
نورزند ای که مزد نیکوکاران را ضامنی و از تبهکاران اصلاح عملشان
راخواستاری.
التماس دعا
محرم حسینی
بعثت خون

فرا رسیدن ماه حزن اهل بیت (س) را به پیشگاه امام عصر (عج)
و سینه چاکان سرور و سالار شهیدان تسلیت و تعزیت عرض
مینمایم .
دوستان عزیز در محرم امسال قصد دارم سروده ی بسیار زیبای
عمان سامانی را که شرح کامل ازخلقت و قیام عاشقان است
رابرایتان به تصویر بکشم امید است انشاالله مورد قبول
مادر ارباب باشد .
(قسمت اول)
کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن؟
این که گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آواز کیست؟
در من اینسان خود نمایی می کند
ادعای آشنــــــــــــــایی می کند
کیست این گویا و شنوا در تنم ؟
باورم یا رب نیاید کاین منــــــم
متصل تر با همه دوری به من
از نگه با چشم و از لب با سخن
خوش پریشان با منش گفتارهاست
در پرشان گوییش اسرارهاست
گوید او چون شاهدی صاحب جمال
حسن خود بیند بسر حد کمال
از برای خود نمایی صبح و شام
سر برآرد گه ز روزن گه ز بــــــام
با خدنگ غمزه صید دل کند
دید هر جا طایری بسمل کند
گردنی هر جا درآرد در کمند
تا نگوید کس اسیرانش کم اند
لاجرم آن شاهد بالا و پست
با جمال دلربایی در الــــــــــست
جلوه اش گرمی بازاری نداشت
یوسف حسنش خریداری نداشت
غمزه اش را قابل تیری نبود
لای پیکانش که نخجیری نبود
عشوه اش هرجا کمند انداز گشت
گردنی لایق نیامد باز گشت
ماسوای آیینه آن رو شــدنــد
مظهر آن طلعت دلجو شدند
پس جمال خویش در آیینه دید
روی زیبا دید و عشق آمد پدید
مدتی آن عشق بی نام و نشان
بُد معلق در فضــــــــای بیکران
دلنشین خویش ماوایی نداشت
تا درو منزل کند جایی نداشت
بهر منزل بیقراری ساز کرد
طالبـــــــان خویش را آواز کرد
چونکه یکسر طالبانرا جمع ساخت
جمله را پروانه خودرا شمع ساخت
جلوه ای کرد از یمین و از یسار
دوزخی و جنتی کرد آشکـــــار
جنتی خاطر نواز و دل فروز
دوزخی دشمن گداز و غیر سوز
پرده ای کاندر برابر داشتند
وقت آمــــــــد پرده را برداشتند
ساقیی با ساغری چون آفتاب
آمدوعشق اندر آن ساغر شراب
پس ندا داد او نه پنهان بر ملا
کالصلا ای باده خواران الصـــلا
همچواین می خوشگواروصاف نیست
تر ک این می گفتن از انصاف نیست
حبذا زین می که هر کس مست اوست
خلقت اشیا مقام پست اوست
هر که این می خورد جهل از کف بهشت
گام اول پای کوبد در بهشت
جمله ی ذرات از جا خــــاستند
سا غر می را ز ساقی خواستند
بار دیگر آمد از ساقی صدا
طا لب آن جام را برزد صـــــدا
ایکه از جان طالب این باده یی
بهـــــر آشامیدنش آماده یی
گرچه این می را دو صد مستی بود
نیست را سرمایه هستی بود
از خمار آن حذر کن کاین خمار
ا ز سر مستان برون آرد دمار
درد و رنج و غصه را آماده شو
بعد از آن آماده این باده شو
این نه جام عشرت این جام ولاست
درد او درد است و صاف او بلاست
بر هوای او نفس هر کس کشید
یکقدم نارفته پا را پس کشید
سرکشید اول به دعوی آسمان
کاین سعادت را بخود بردی گمان
ذره یی شد زآن سعادت کامیاب
زآن بتابید از ضمیــــرش آفتاب
جرعه یی هم ریخت زآن ساغر بخاک
زآن سبب شد مدفن تن های پاک
تر شد آن یک را لب این یک را گلو
وز گلوی کس نرفت آن می فرو
فرقه ی دیگر به بو قانع شدند
فرقه یی از خوردنش مانع شدند
بود آن می از تغیر در خروش
در دل ساغر چو می در خم بجوش
چون موافق با لب همدم نشد
آنهمه خوردند و اصلا کم نشد.....
عمان سامانی
بار الها موانع فرج امام عصر برطرف فرما و بحق حضرتش بیماران شفاعنایت کن .
گذشتگانمان ببخش و بر سفره ی رحمت و مغفرتت گرامیشان بدار.
شهدا و امام مقامشان متعالی گردان .
آمین یا رحمن الدنیا و رحیم الآخره
هو المحبوب

طلوع خورشید امامت و ولایت در آسمان غدیر خم بر
محبین مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب (ع)
مبــــــــــــارک باد.
خدا هر دم ز شیعه دستگیر است
شب عشق و شب خیر کثیر است
همه عالم چراغان گشته امشب
چرا که چون شب عید غدیر است
**************
امشب مرا مهمان بزم مِیّ فروشم کرده اند
از باده ی جام ولایت جرعه نوشم کرده اند
در خانقاه عشق مولا خرقه پوشم کرده اند
بر درگه حیدر غلام حلقه گوشم کرده اند
**************
فرا رسیدن عید قربان عید قربانی نفس عید اطاعت از فرمان
خالق یکتا بر مسلمانان جهان خصوصا شیعیان آزاده ی میهن
عزیزمان مبارک باد
قولی که داده ای به من از یاد برده ای
گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی
بیمار عشق توست پرستوی روح من
از این مریض خسته عیادت نمی کنی
باشد برو ! ولی همه جا بوی عطر توست
گر چه تو هیچ خرج صداقت نمی کنی
یک بار از مسیر نگاهم عبور کن
آنقدر دور گشته ای که فرصت نمی کنی
گلهای باغ خاطره اینجا مرده اند
بر یاسهای تشنـــــــه محبت نمی کنی
رفتی بدون آنکه خدا حافظی کنی
دیگر به قـــــــــاب پنجره دقت نمی کنی
امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت
این سیب را برای چه قسمت نمی کنی
یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام
این کلبـــــــــه را دوباره مرمت نمی کنی
مهربانا عیدی ما را در این روز عزیز فرج امام عصر (عج) ، شفای عاجل
تمامی بیمارن وآمرزش گذشتگانمان قرار بده .
آمین یا رحمن الدنیا و رحیم الاخره
السلام علیک یا اهل بیت نبوه
شهادت جانگداز امام محمد باقر (ع) شکافنده ی علم را بر محبین
حضرتش تسلیت عرض مینمایم.
با اشک و ناله هم نفسی می کُشد مرا
من بلبلم که هر قفسی می کُشد مرا
دلشـــــــوره ام خبر ز غمـی تازه میدهد
این بار غصه ی چه کسی می کُشد مرا
***********************
خوب دوستان هنگام شاديه آخه جشن دوماديه
سا لگرد ازدواج دو منبع خير و بركت لنگر آسمان و زمين
حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س)
بر تمام ارادتمندان مبارك باد
ملا ئك بر خلايق هاج و واج است
براي مهر او عالم حراج است
علي داماد و زهرا همسر او
بزن كف چونكه جشن ازدواج است
****************
والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب
المحسنین
زحب مال دنیا مست ومدهوش
بیا فکری به حال محشرت کن
که تا آنجا نگردی خانه بر دوش
******************
به دل امید واری یکه تازیست
ونومیدی بهایش حقه بازیست
توکل کن خــــدای مهربان را
توکل منشا ء هر بی نیازیست
بار الها موانع فرج امام عصر برطرف فرما و بحق حضرتش بیماران شفاعنایت کن .
گذشتگانمان ببخش و بر سفره ی رحمت و مغفرتت گرامیشان بدار.
شهدا و امام مقامشان متعالی گردان .
آمین یا رحمن الدنیا و رحیم الآخره
هوالمحبوب

پیشاپیش ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان
ولایت و امامت سلطان ارض طوس ، ثامن ا لحجج
علی ابن موسی الرضا المرتضی
بر عموم شیعیان جهان ، محبین و شیفتگان حضرتش
مبارک باد.
کسی قدم به حرم بی مَدَد نخواهد زد
بدون واسطــــــه دَم از اَحَد نخواهد زد
گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف
به سینه ی احدی دست رَد نخواهد زد
*******************
همه عالم امشب شده با صفا
منـــــادی به لب دارد اینک ندا
که ای شیعه خوش باش بار دگر
ز عرشِ حق آمد امام رضا (ع)
*******************
دل در هوای کوی تو بیتاب می شود
چشمم برای دیدنت بی خـــواب می شود
هر روز و شب به عشق وصالت گریه می کنم
بنگر که دیده چشمه ی خون آب می شود
حال دعا از تو گرفتم یا ثامن الحجج
هــــر تیرگی به نام تو مهتـــــاب می شود
هر گوشه ای که نام رضا برده می شود
آنجـــــا برایم همچنان محــــراب می شود
در روز حشر واهمه ای نیست در دلم
مــــا را شفیــــع ، مــــادر ارباب می شود
*بار الهابه حق دعای عظیم القدر فرج امام زمانمان را برسان.
*موانع فرج حضرتش بر طرف بفرما.
*ما را در زمره ی یاران و منتظران واقعی حضرت قرار بده .
*حب ولایت مولایمان علی (ع) و اولاد طاهرینش را در ما زیاده بگردان.
*ما را شکر گذار نعمتهایت قرار بده.
*به مادران ،همسران و دختران ما عصمت و سیرت فاطمی عنایت فرما.
*به جوانان و مردان ما غیرت ،حیا و گذشت حیدری عطافرما.
*چشمانمان را به روی خوبی ها بگشا و از بدی ها دورمان گردان.
*توفیق حفظ زبان از غیبت و تهمت را به ما ارزانی بدار.
*گذشتگانمان را قرین رحمت و مغفرتت بگردان .
*ما را مدیون امام و شهدا نمیران .
*روزی حلال ما را از خزانه ی غیبت عنایت فرما و ما را محتاج دیگران مگردان.
*جسم و جان دوستان عزیزم را از بلایای ارضی و سمایی محفوظ بدار.
*بیماران و جانبازان شیمیایی را به مقام والای این مولود شفا عنایت فرما .
*خیر دنیا و آخرت را نصیب من و همه ی دوستانم بگردان.
آمین یا رب العالمین
السلام علیک یا اهل بیت نبوه
شهادت جانگداز ششمین آفتاب آسمان امامت
و ولایت رئیس مذهب تشیع امام صادق (ع) را
به عموم شیعیان و محبین حضرتش تعزیت و
تسلیت عرض مینمایم
***
ای آنکه خدا ستوده در قرآنت
جانم به فدای سینه ی سوزانت
ای جعفر صادق ای امام معصوم
سوز دل ما ز تربت ویرانت
***
نمی دونم چرا امشب ، دل من گرفته بونه
شده بی قرار و مضطر ، به سوی بقیع رونه
سوی اون مزار خاکی ، که ازش غربت میباره
نه چراغ داره نه یک شمع ، قبری که گنبد نداره
میخوام ای مردم دنیا ، از آقای مهربونم
از همون که اهل درده ، براتون قصه بخونم
گمونم تو عالم ما ، هر کی از فاطمه باشه
به جای جواب خوبیش ، سیلی و لگد سزاشه
چرا هر کی از علیه ، دوتا دستاشو میبندند
حُرمتش رو میشکنند و ، به غریبی هاش میخندند
عده ای نامرد و مزدور ، نسلی از نسل اُ میه
همونا که روزی بستند ، دوتا دستای رقیه
هر چی بغض و کینه داشتند ، به امام ما رسوندند
آقای غریب ما رو ، بین کوچه ها کشوندند
همونا که تو مدینه ، حق مولامونو خوردند
یه بار دیگه به خونش ، با آتیش هجوم آوردن
گمونم امام صادق ، از رقیه ارث برده
پشت ناقه می دویده ، رو خاکا زمین می خورده
دست ر سخاوتش رو ، مثل اون سه ساله بستند
حُرمت موی سفید ، امام ما رو شکستند
تا دیدن یاری نداره ، اونو چون گلی فشردند
مولای غریب ما رو ، با پای برهنه بردند
هوالمحبوب
سلام عزیزان مهربانم
من و شما در کجای شهر مهربانی ساکنیم.
چه خوب بود اگر دستها بهــــاری بود
و چشمه سار حقیفت همیشه جاری بود
چه خوب بود اگر کوچه باغ عاطفه ها
پر از طنین غـــــزل خوانی قنــــــــاری بود
چه خوب بود اگر قاب ســرد پنجره ها
بسان قصر بهــــــــاران شکوفه کـاری بود
چه خوب بود اگـــــر از جـزیره ی اندوه
سفـــــــر به ساحــل لبخند اختیاری بود
چــــه خوب بود اگر گــــوهر صمیمیت
همیشه در صدف سینه یادگــــــاری بود
بار الها توفیقم ده تا فقط برای تو باشم
اشعار رسیده امام صادق
بسم الله الرحمن الرحیم
فرا رسیدن ماه اطاعت و بندگی پروردگار ، بهار قرآن ، ماه توبه و
رستگاری ( رمضان المبارک)
بر عمـــوم مسلمین جهان خصوصا شیعیــان و هموطنان عــزیز و
بزرگوار خجسته باد .

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَكْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْاَوْقاتِ، وَ يا خَيْرَ شَهْرٍ
فِى الْاَيّامِ وَ السّاعاتِ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهرٍ قَرُبَتْ فيهِ الْامالُ، وَ نُشِرَتْ فيهِ الْاَعْمالُ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ قَرينٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ اَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً، وَ مَرْجُوٍّ الَمَ فِراقُهُ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ اَليفٍ انَسَ مُقْبِلاً فَسَرَّ، وَ اَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضَّ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجاوِرٍ رَقَّتْ فيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلَّتْ فيهِ الذُّنُوبُ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ ناصِرٍ اَعانَ عَلَى الشَّيْطانِ، وَ صاحِبٍ سَهَّلَ سُبُلَ الْاِحْسانِ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما اَكْثَرَ عُتَقآءَ اللَّهِ فيكَ، وَ ما اَسْعَدَ مَنْ رَعى حُرْمَتَكَ بِكَ!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَمْحاكَ لِلذُّنُوبِ، وَ اَسْتَرَكَ لِأَنْواعِ الْعُيُوبِ! اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَطْوَلَكَ عَلَى الْمُجْرِمينَ، وَ اَهْيَبَكَ فى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ لاتُنافِسُهُ الْاَيّامُ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ سَلامٌ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ كَريهِ الْمُصاحَبَةِ وَ لا ذَميمِ الْمُلابَسَةِ. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَما وَفَدْتَ عَلَيْنا بِالْبَرَكاتِ، وَ غَسَلْتَ عَنّا دَنَسَ الْخَطيئاتِ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً، وَ لا مَتْرُوكٍ صِيامُهُ سَاَماً.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ كَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِكَ عَنّا، وَ كَمْ مِنْ خَيْرٍ اُفيضَ بِكَ عَلَيْنا.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى لَيْلَةِ الْقَدْرِ الَّتى هِىَ خَيْرٌ مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ.
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ما كانَ اَحْرَصَنا بِالْاَمْسِ عَلَيْكَ، وَ اَشَدَّ شَوْقَنا غَداً اِلَيْكَ!
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى فَضْلِكَ الَّذى حُرِمْناهُ، وَ عَلَى ماضٍ مِنْ بَرَكاتِكَ سُلِبْناهُ.
- سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا، و اى عيد عاشقان حق.
- سلام بر تو اى كريمترين همنشين از ميان اوقات، و اى بهترين ماه در روزها و ساعات.
- سلام بر تو اى ماهى كه در طىّ تو برآورده شدن آرزوها نزديك گشته، و اعمال در آن پخش و فراوان است.
-سلام بر تو اى همنفسى كه قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت بسيار دردناك است، و اى مايه اميدى كه دوريت رنجآور است.
- سلام بر تو اى همدمى كه چون رو كنى ما را مونس شاد كنندهاى، و چون سپرى شوى وحشتآور و دردناكى.
- سلام بر تو اى همسايهاى كه دلها نزد تو نرم شد، و گناهان در تو نقصان گرفت.
- سلام بر تو اى ياورى كه ما را در مبارزه با شيطان يارى دادى، و اى مصاحبى كه راههاى احسان را هموار و آسان ساختى.
-سلام بر تو كه چه بسيارند آزاد شدگان حضرت حق در تو، و چه سعادتمند است كسى كه حرمتت را به واسطه خودت رعايت نمود!
-سلام بر تو كه چه بسيار گناهان را از پرونده ما زدودى، و چه عيبها كه بر ما پوشاندى!
-سلام بر تو كه زمانت بر گنهكاران چه طولانى بود، و در دل مؤمنان چه هيبتى داشتى!
- سلام بر تو اى ماهى كه هيچ زمانى با تو پهلو نزند (همانند نباشد).
- سلام بر تو اى ماهى كه از هر نظر مايه سلامتى.
- سلام بر تو كه مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نكوهيده نيست.
- سلام بر تو همچنان كه با بركات بر ما وارد شدى، و ناپاكى معاصى را از پرونده ما شستى.
-سلام بر تو كه وداع با تو نه از باب خستگى، و فراغت از روزهات نه به خاطر ملالت است.
-سلام بر تو كه قبل از آمدنت در آرزويت بسر مىبرديم، و پيش از رفتنت بر هجرانت محزونيم.
- سلام بر تو كه چه بدىها كه به سبب تو از جانب ما گشته، و چه خوبيها كه از بركت تو به سوى ما سرازير شده!
-سلام بر تو و بر شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است.
-سلام بر تو كه ديروز چه سخت بر تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار شائق تو مىشويم! سلام بر تو و بر فضيلت تو كه از آن محروم گشتيم، و بر بركات گذشتهات كه از دست ما گرفته شد.
آري بايد چشمها را شُست و بار ديگر ماه رمضان را با ديدگان امام سجاد ديد و شناخت. آنچه امام در اين دو دعا بيان داشته تراوشي از شناخت حقيقتي عظيم است که از ديد بسياري پنهان ميباشد، چون اين نگاه جز از افق بلند ولايت و خليفه الهي امکان پذير نيست.
واقعيت آن است که ما بندگان خدا بهرهمند از نعمت بزرگي شدهايم که به خوبي آن را نميشناسيم و قدر آن را نميدانيم، پس بايد از بخشندة آن ياري گرفت و با امام سجاد(ع) هم آواز شده و آنچنانکه ايشان در دعاي استقبال رمضان از خداوند مسئلت نموده، از خالق رئوف و رحيم خود بخواهيم که:
اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الشَّهْرِ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فيهِ مِنِ ابْتِدآئِهِ اِلى
وَقْتِ فَنآئِهِ: مِنْ مَلَكٍ قَرَّبْتَهُ، اَوْ نَبِىٍّ اَرْسَلْتَهُ، اَوَ عَبْدٍ صالِحٍ اخْتَصَصْتَهُ،
اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اَهِّلْنا فيهِ لِما وَعَدْتَ اَوْلِيآئَكَ مِنْ
كَرامَتِكَ، وَ اَوْجِبْ لَنا فيهِ ما اَوْجَبْتَ لِأَهْلِ الْمُبالَغَةِ فى طاعَتِكَ،
وَاجْعَلْنا فى نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الرَّفيعَ الْاَعْلى بِرَحْمَتِكَ.
بارالها، تو را به حق اين ماه رمضان و به حق هر كس كه از آغاز تا پايان آن بندگى تو كرده، از فرشتهاى كه او را به مقام قرب خود رسانده باشى، يا پيامبرى كه براى هدايت فرستاده باشى، يا عبد صالحى كه او را برگزيده باشى، سوگند مىدهم كه بر محمد و آلش درود فرستى، و ما را در اين ماه به كرامتى كه به اولياء خود وعده دادى سزاوار كن، و آنچه را كه براى اهل سعى و كوشش در طاعت و عبادت قرار دادهاى براى ما قرار ده، و ما را در سايه رحمتت در رديف كسانى قرار ده كه استحقاق برترين مرتبه را نزد تو پيدا كردهاند.
المهـــــد ی(عج )
ولادت باسعادت گل نرگس خاتم
اوصیاء یگانه منجی عالم بشریت
بر محبــان ومنتظــران حضــرتش
مبارک باد.

خوب است ما هم مثل باران حس بگیریم
هــر شب ســراغی ازگـــل نرگس بگیریم
وجود نازنین خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد (ص) آخرین امام بر
حق وولی مطلق خداونددرشب جمعه سا ل 255(هـ ) واقع
گردید وازاین رواین شب را شب برات آزادی ازآتش برای افراد
زیادی نوشته می شود ،وآن را شب برات ،شب مبارک وشب
رحمت گویند. بر شانه ی مبارک راست آن حضرت نوشته شده
( جاء الحـق و زهــق البـا طـل ان البـا طـل کـا ن ز هــو قــا )
*****************
فروغ بخش شب انتظار آمدنیست
رفیق آمدنیست ، عشق آمدنیست
به خاک کوچه ی دیدار آب می پاشند
بخوان ترانه ،بزن تار،یار آمدنیست
ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد
مترس از شب یلدا بهار آمدنیست
صدای شیهه ی رخش ظهور می شنوم
خبر دهید به یاران سوار آمدنیست
********************
بی رنگ و بویت ای گل ،گل رنگ و بو ندارد
من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد
گرد ملال و هجران در آب دیده شویم
الحق که جز در این آب دل شستشو ندارد
بی اشک حسرت تو هرگز مباد چشمی
این اشک اگر نباشد کس آبرو ندارد
ای جلوه گاه قرآن ، ای چلچراغ ایمان
حیف است بَرَد نامت ،هرکس وضو ندارد
جز بازتاب نورت نوری در این جهان نیست
زیرا چراغ هستی غیر از تو سو ندارد
ای رشته ی خدایی در تار و پود عالم
خلقت ز تو جدایی یک تار مو ندارد
ای نوح مُلک ایمان ، تنها تویی نگهبان
زیرا که کشتی دل در گل فرو ندارد
حُب تو نور رضوان ،بغض تو نار نیران
دیگر به روز محشر این گفتگو ندارد
راه و صال بستی ، با دیگران نشستی
روکن به هرکه خواهی،گل پشت وروندارد
****************
*بار الهابه حق دعای عظیم القدر فرج امام زمانمان را برسان.
*موانع فرج حضرتش بر طرف بفرما.
*ما را در زمره ی یاران و منتظران واقعی حضرت قرار بده .
*حب ولایت مولایمان علی (ع) و اولاد طاهرینش را در ما زیاده بگردان.
*ما را شکر گذار نعمتهایت قرار بده.
*به مادران ،همسران و دختران ما عصمت و سیرت فاطمی عنایت فرما.
*به جوانان و مردان ما غیرت ،حیا و گذشت حیدری عطافرما.
*چشمانمان را به روی خوبی ها بگشا و از بدی ها دورمان گردان.
*توفیق حفظ زبان از غیبت و تهمت را به ما ارزانی بدار.
*گذشتگانمان را قرین رحمت و مغفرتت بگردان .
*ما را مدیون امام و شهدا نمیران .
*روزی حلال ما را از خزانه ی غیبت عنایت فرما و ما را محتاج دیگران مگردان.
*جسم و جان دوستان عزیزم را از بلایای ارضی و سمایی محفوظ بدار.
*بیماران و جانبازان شیمیایی را به مقام والای این مولود شفا عنایت فرما .
*خیر دنیا و آخرت را نصیب من و همه ی دوستانم بگردان.
آمین یا رب العالمین

ولادت با سعادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان به
تمامی جوانان ایران زمین مبارکباد
امروز قلمی نیست که از جوان ننویسد، زبانی نیست که از او نگوید،چشمی نیست که او را نبیند، اما جوان در کدام نقطه جغرافیای ذهن جامعه است؟! به کدام قله بودن اهتمام صعود می ورزد، دریچه های جوانی همیشه به سمت رفیع ترین انگیزه ها باز می شود و گامهایشان سختی را به سخره می گیرد، ترکیب هندسی تبسم شان دنیا را به وجد می آورد و طراوت نگاهشان جوانه های امید فرداست، پس بیاییم باور کنیم و ورقه امتحانشان را دوباره تصحیح کنیم و بر ورطه وجودشان سری بزنیم. جوان جنس ماندگاری را می داند، پس راهشان را بگشاییم .این کانون های انرژی از صبح تا شام تارو پود زندگی را می ریسند، بیاییم مطاع عشق را بر آنان ارزان کنیم. دریا را خوب می شناسند چون دل دریائیشان را باور دارند پس بر ما است تا طرح زورق نجاتشان را آماده کنیم و نگذاریم کمر امیدشان بشکند، نگذاریم قدر و منزلت جوانان مقتدر و پاک این مرز و بوم دررودخانه ی مواج بی توجه ای ما به ناکجا آباد بپیوندد، هَرَس کردن درختهای باغستان اخلاق را با مطانت و درک صحیح از خواسته هایشان آموزش دهیم، جوان باوری امری بسیار ساده است و فقط کافیست قدری از شعار پرهیز کرد و شعور سرشار آنان را باور داشت و به آن اطمینان کردآن وقت است که میتوانیم به خود ببالیم که جوانان امروز همان جوانان دیروز و دوران دفاع مقدس هستند بیاییم دست در دست یکدیگر ابرهای تیره ی عدم اطمینان را کنار بزنیم تا خورشید زوال ناپذیر توانمندی های جوانانمان گرمای شادی بخش امید را بر پیکر استوار ایران عزیزمان بتابد .
جوانان پرتلاش و پاک این سرزمین ، رهروان صدیق و از جان گذشته ی جوانِ ،سید و سالار شهیدان حضرت علی اکبر ( ع) بوده ، هستند و خواهند بود .
نویسنده گمنام( Question)

سلام دوستان میدانید غم از دست دادن برادر چقدر سخته اگر چند روزی نبودم ببخشید عزادارم .
شاعر گمنام
"هو المحبوب"
اقرء باسم ربک الذی خلق

او بود ، او هست و تا آخر زمان خواهد بود. زیرا وجود محمد (ص) را پایانی نیست.
نویسنده گمنام (question)
مبعث روز تجلی عبودیت ورسالت
حضرت خاتم النبیین محمد مصطفی (ص)
بر عموم مسلمانان جهان علی الخصوص
شیعیان شیفته ی حضرتش مبارک باد .
**********
برخیزکه منجی بشر آمده است
فجر است طلیعه ی ظفر آمده است
چون خاتم انبیا محمد(ص)آمد
عمر بت و بتخانه به سر آمده است
++++++++
ای آنکه حبیب سرمد یکتایی
محمود و محمدی(ص) وبی همتایی
تا هست در این جهان نشان هستی
با فاطمه(س) و علی(ع)تو در دلهایی
********
سیاهی بود و ظلم و جور و بیداد
پلیدی شیطنت آوا و فریاد
همه مست از مِی جام جهالت
و می کردند به یکدیگر خیانت
در آن دوران و عصر جاهلیت
در آن تاریخ پُرغوغا و وحشت
در آن ایام قومی بود مامور
نماید دختران را زنده در گور
زرحمت جمله رو گردانده به
همه سجده به بتها می نمودند
خدا را یک به یک انکار کردند
ضعیفان را درون نار کردند
همین قومی که سنگی را حُبل ساخت
خلیل ا… را در آتش انداخت
پس از آن بردگی را کرد رایج
مطیع نفس شد کل حوائج
خداوند حکیم و حَی سبحان
نمود اتمام حجت بهر انسان
نویدی را که موسی داد و عیسی
کنم امشب در این عالم هویدا
تمام انبیاءاند رکابش
پَر جبریل فرش آستانش
ز آدم تا به ابراهیم مستش
همه هستی عالم شدزهستش
ز من مشتق شده نور وجودش
همه ذرات عالم در سجودش
دلش دریای بی حد است احمد(ص)
جمال ذات حق باشد محمد(ص)
جهان را بهر عشقش ساز کردم
وجودش را به خود دمساز کردم
در آن روزی که شرح راز کردم
زعرش تا مکه راهی باز کردم
یتیمی را که من خود پروریدم
برای عشقبازی آفریدم
یکایک شرح فرع و اصل کردم
برایش طرح امری جزل کردم
بگفتم جمله اَسرار خفی را
نمودم هدیه ارکان سخی را
لبش با اسم اعظم صیقلی شد
حَرا پر نور از نام علی شد
چو خواند آن ذکر،عالم ملتجی شد
جهان پروانه ی شمع علی شد
ندا آمد ز تو بهتر ندیدم
تو را با عشق حیدر آفریدم
همه انگیزه ام از بعثت این است
فقط حیدر امیرالمومنین است
دگر عمر بتان پایان رسیده
که امشب صاحب قرآن رسیده
محمد(ص)روح و حیدرجسم طاها
سرشتم خاکشان با نام زهرا(س)
*****************
ازتمامی دوستانی که در این پست سهیم هستند و مرا یاری کردند سپاسگذارم خصوصا برادر عزیزم (س.ب) .
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین

ادب حکم می کنه اول هر آشنایی سلام کرد، سلام به همه دوستای گلم.
من یکی از شاگردهای آقای شاعر گمنام هستم که به وسیله ایشون افتخار همکاری توی وبشونو پیدا کردم.
مهم نیست من کیم یا کجایی هستم ، مهم اینه که منم یکی مثل شماهام.یه کسی که ذهنش پر از سوال ، اما و چراست.دوستام بهم می گن : Question ![]()
آدمی که همیشه بیشتر از هرجوابی چرا و اما واسه سوالاتش می یاره. آدمی که لا به لای برگ برگ دنیا دنبال خدا می گرده.خدا واسش یه حسه.یه حسی که وقتی دلش می گیره ، وقتی کم می یاره حسش می کنه. اول نمی دونستم اسم این حس چیه؟؟! اما بعدها یاد گرفتم به این حس لطیف می گن: خدا
اما بازم سوال این بود: کسی که دیده نمی شه چه جوری دل تنگش می شیم؟؟! آخه این کلمه سه حرفی چه رازی توش داره که بهش محتاجیم؟؟! من عقیده دارم زندگی 3 راه بیشتر نداره : 1) بمون، تلاش کن ، مقاومت و صبوری کن 2) بمیر و تموم شو 3) توکل کن به نیروی ماورائی یا همون خدا
واسه همینه که ما آدمها خدارو ندیده عاشقش می شیم. چون تحمل کردن گاهی برامون غیر ممکن می شه و مردن هم که کار هرکسی نیست پس می مونه راه آخر یعنی خدا. از کسی شنیدم که می گفت: عشق خدا فقط برحسب عادت پیش می یاد.اما مگه عشق یه جور عادته؟؟! به عقیده من عشق باوره. باور خودمون و توانایی و ناتوانی هایمون.حتی عشق زمینی هم یه جور باوره. باور لیلی ها و مجنونها.
ما اگه عاشق می شیم علتش اینه که به این رابطه احساسی احتیاج داریم.اما بازم یه سوال ته این همه دلیل و برهان واسه عاشقی خدا می مونه و اون اینه که چرا گاهی ما دلتنگ خدا می شیم؟؟؟؟!!!
پی نوشت: اینو Question که من باشم نوشتم نه شاعر گمناماااااا این پایین اشتباه شده![]()
وشــرف، امیـرنجـف
حضرت علی (ع)
وروزپــدرمبــــارک
*******
در میزنم که سائل این خانه ام کنی
دل با ختم به تو،تا زهمه بیگانه ام کنی
عمری کنار شمع وجود تو گشته ام
تا شعله ای ببخشی و پروانه ام کنی
بنگر چنان خمارم و سر گشته ات شدم
دستم بگیر،تا وارد میخانه ام کنی
اشگم به روی گونه ام سیلاب می شود
ای پیر من مخواه چنین آواره ام کنی
خود را تمام عمربه دیوانگی زدم
تنها به این امید که دیوانه ام کنی
************************
علــــــــــــــــــی مـــــــــــــــــــــــدد
علی ای آفتاب آسما نها
فروغ و روشنی کهکشان ها
وجودت آسمان آبی عشق
چراغ هر شب مهتابی عشق
در آن روزی که احمد بود تنها
خدا در لا مکان و عرش اعلی
به فکر خلق نیکو دلبری بود
که عالم گیرد از هستی او سود
خداوند جبرئیل را کرد نازل
کشد خطی به روی جمله باطل
خدا جبریل را ما مور کرده
دل بنت اسد پر نور کرده
کنار کعبه آن زن با دلی زار
توسل کرد به ذات حی دادار
که ای محبوب دارم آبرویی
نمایم با تو اینک گفتگویی
تو می دانی که وقت زایمان است
و بیتت بهر من دارالاامان است
گشا در را به رویم ای حبیبم
که من در بیت تو آرام گیرم
به نا گه سنگها از هم جدا شد
ز لطف او وارد بیت خدا شد
بگفت اینجا بهار اندر بهار است
غلط گفتم غلط ،دیدار یار است
همه قدوسیان اندر بر من
شدند محو جمال دلبر من
که ناکه هاتف غیبی ندا کرد
خدا بر فرشیان حیدر عطا کرد
به روی دست مادر هاله ای نور
که بیرون آید ار کعبه چنان حور
همه دیدند رخسار نکو یش
رسول الله آمد روبرویش
گرفت قنداقه را از دست مادر
خدا را شکر کرد آن نیک منظر
به روی دست احمد آن دل آرا
دو دیده باز کرد بر روی مولا
که ای انگیزه ی ایجاد هستی
بخوانم صوت عشق و شور و مستی
یکایک آیه های مومنون خواند
سپس از آیه های کاف و نون خواند
در این دم جبرئیل آمد کنارش
رساند از سوی خالق یک سلامش
که احمد حق برایت جلوه گر شد
جهان در طوف این نیکو پسر شد
خدا فرمود از او بهتر ندیدم
از این رو وجه خود را آفریدم
ز یومن مقدمش دل صیقلی شد
که امشب مولد مولا علی شد
همه ذرات هستی مست نامت
همیشه گوش خلقت بر کلامت
تو مهتابی تو ماهی تو سپیده
زمین بر روی دستت آرمیده
تو خورشیدی دو عالم گرد راهت
گل نور است در باغ نگاهت
تو آن مرهب کش خیبر گشایی
تو دوم گل به گلزار کسایی
تو مر آت خدا روی زمینی
امیری و امیر المو منینی
تویی انگیزه ی ایجاد هستی
یداله فوق ایدیهم تو هستی
تو یا سینی ، تو مشکاتی ، تو مولا
نباشد غیر تو همتای زهرا(س)
تمام عشق را در سینه داری
تو مثل فاطمه آیینه داری
تو شمع و فاطمه پروانه ی تو
و هستی شبنم گلخا نه ی تو
تویی دیبا چه ی دیوان توحید
خدا را می توان در چشم تو دید
*********************
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)
ولادت با شکوه بانوی مهربانی حضرت فاطمه (س)
را به پیشگاه با عظمت امام عصر (عج) و روز مادر
و زن را به بانوان با عصمت ایران عزیز تبریک و
تهنیت عرض می نمایم.
************
امروز ز اسرار نهان باید گفت
ز انگیزه ی خلقت جهان باید گفت
از یومن قدوم فاطمه(س) دخت نبی(ص)
تبریک به صاحب الزمان(عج) باید گفت
************
ای دخت نبی تو گوهر ناب منی
ز اعمال بدم همیشه بی تاب منی
در روز جزا غیر تو امیدی نیست
چون فاطمه جان(س) مادر ارباب منی
**********
زهرا(س) که دلش آینهِ رخشان است
نامش ز ازل تا به ابد تابان است
در شان و مقام او پیمبر (ص)فرمود
سر سلسلهِ زنان با ایمان است
********* (شاعرگمنام)
در باغ نگاه تو گلی رو ییده
در صورت تو نور حیا تابیده
ای دامن تو بهشت را یاد آور
دست تو پیمبر خدا بوسیده
(سروده ش. فرهانچی)
( ســـــــــــلام مـــــــــادر )
ای واژه ریشه دوانده در وجودم و ای مهربانترین مخلوق خدا
که صفات جمیله ات برتر از تمام کائنات است ، از تو می گویم.
ای مادری که بااشکهایم چون ابربهارباریدی وبالبخندکودکانه ام
چون غنچه شکفتی،از توکه تمام لحظات شیرین عمرگرانبهایت
را نگران میوه ی دلت بودی تا زمستان بی رحم خزان زده اش
نکند .
به تومیگویم: که امواج جاری درچشمان زیبایت تجلی حضرت
دوست و کمان ابروانت محراب راز و نیاز من است.
به تومیگویم:که چهره ی خسته وشکسته ات از جفای روزگار
فداکاریت راحکایت میکند و کویر گونه های خشکت تجلی کاه
یَرا شده است.
به تو میگویم:که دستان خسته رنج کشیده ات یارای نوازشم
را ندارد.
به تومیگویم: که مرا درگهواره ی پر مهر آغوشت پروریدی و
سرمایه ی گرانبهای جوانیت را نذر پرورش روح و جسم من
نمودی .
مادر عزیزم وقتی قامت کمانت را به نظاره می نشینم بهشت
خدا را زیر پایت که نه بلکه درعطوفت و مهربانی تو میبینم و از
خود می پرسم نا مهربان،با این همه مهربانی که از مادر دیدی
تو برای او چه کردی !!!؟؟؟
ودراین لحظه به یادتمام زحماتت فقط میتوانم بگویم ای خاکی
ملکوتی به اندازه تمام کائنات دوستت داروم دوستت دارم
دوستت دارم .
*************
نور بود و جذبه بود و حالت پروازها
باز این دل زان مکان هم راه بالا تر گرفت
ناگهان زیبا سروشی لرزه بر جانم فکند
جان من این نغمه را بانگ خوش داور گرفت
گفت میدانی کدامین بنده را داریم دوست
آنکه یک دم گرد غم از چهره ی مادر گرفت
******************
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین
شهادت مظلومانه ی اول شهیده ی ولایت ،
ام الحسن و الحسین (ع) را به پیشگاه حضرت
حجت ابن الحسن المهدی (عج) و عاشقان و
محبین حضرتش تسلیت و تعزیت عرض مینمایم .
ران ملخی تقدیم به بانوی آب و آینه
ای دلبر سیمین بدنم تاب ندارم
از سوز غم هجر رخت خواب ندارم
من تشنه ی وصلم هوس آب ندارم
باز آ که نگویند من ارباب ندارم
********
این ماه که فاطمیه باشد نامش
نیلوفری است تمامی ایامش
دانی ز چه رو کوچه غبار آلود است
حیدر به خدا شکسته آنجا جامش
**********
از داغ غمت شکسته تر حیدر شد
هم زینب و هم حسین بی مادر شد
در کوچه چه دیده است حسن یا الله
تفسیر غمش ز ضـــرب میخ دَر شد
**********
مسجد نشان غربت هر روز حیدر است
زهرا برای کون و مکان همچو مادر است
بین علی و فاطمه رمزیست عاشقان
تفسیر آن به صورت و بازو و هم دَر است
***********
در جلوه ی خورشید رخسار تو دیدم
نیلوفری روی چو گلـــــزار تو دیدم
آهسته خواندم ذکر سجده توی کوچه
وقتی به روی خاک گوشوار تو دیدم
************
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین
تقدیم به تمام دوستان خسته ولی امیدوار
محبس خویشتن منم
از این حصار خسته ام
در همه جای این زمین ، هم نفسم کسی نبود
زمین دیار غربت است ، از این دیار خسته ام
کشیده سر نوشت من ، به دفترم خط عذاب
از آن خطی که او نوشت ، به یادگار خسته ام
در انتظار معجزه فصل به فصل رفته ام
هم از خزان تکیده ام ، هم از بهار خسته ام
سوار این چرخ فلک ، به گرد خویش گشته ام
بس است تکرار ملال ، ز روزگار خسته ام
دلم نمی تپد چرا ، ز شوق این همه صدا
من از عذاب کوه بغض ، به کوله بار خسته ام
همیشه من دویده ام ، به سوی مسلخ غبار
از آن که گم نمی شوم ، در آن غبار خسته ام
به من تمام می شود ، سلسله ی رو به زوال
من از تبار حسرتم ، که از تبار خسته ام
قمار بی برنده ایست، بازی تلخ زندگی
چه برده و چه باخته ، از این قمار خسته ام
گذشته از جاده ی ما ، تهی ترین غبارها
از این غبار بی سوار ، از انتظار خسته ام
همیشه یاور است یار، ولی نه آنکه یار ماست
از آنکه یار شد مرا ، به گرده بار خسته ام
****************
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین
بسمه تبارک و تعالی
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انالله وانا الیه راجعون
یکسال گذشت
از بعد شهیدت ای پدر آب شدی
از بهر وصال او چه بی تاب شدی
من شاهد لحظه ی وصالت بودم
آن لحظه پدر شبیهه مهتاب شدی
(شاعر گمنام)
برای دیدن تصاویر به لینک ذیل مراجعه فرمایید .
http://www.flickr.com/photos/37735696@N02/3472314799/?edited=1
هفدهم و هجدهم اردیبهشت سخترین وتلخ
ترین روز زندگی من بود
به بهانه ی اولین سالگرد اروج ملکوتی پدر عزیزم که ندای
خدای تعالی را لبیک کفت وبه دیدارحضرت دوست شتافت
ودرجوار رحمت حق آرمیدوما را به سوگ هجرانش نشاند
روح ملکوتیش شاد و یادش همیشه زنده و گرامی .
*************
زدداغ مرگ تو شرری به تن و جانم ای پدر
پر گشته آسمان زغم و آه و فغانم ای پدر
بانگ عــــــــــــــزا بلند شد از آشیـــــان ما
و آمد به گـوش نالــه ی حــرمانم ای پدر
زآنسان که مـــرغ روح تو نا گـــاه پر گرفت
تر ســـــــان بسان مرغ بیـا با نم ای پدر
در ســوگواری تو ز بس اشــــک ریختــــم
شــــد دیده رشک ابـــــر بهارانم ای پدر
هـــر گز بنــا نبود که بی من سفــــر کنی
هست از تو شکوه های فراوانم ای پدر
گــر کرده ام گنــــا هی و رنجیده ای ز من
سخت از گنـاه خویش پشیمانم ای پدر
بازآ که در فرا ق تو از اشک و آه خویش
سوزان بسان شمع شبستا نم ای پدر
درداکزاین سفـرت دگر نیست باز گشت
افسرده حال و سوخته دل زآنم ای پدر
رخ د ر نقــــا ب خا ک نهفتی از آن جهت
این خاکدان شده است چوزندانم ای پدر
زین تسلیت که خلــــق دهنـــد م چه فایده
دانی که بی تو بی سرو ساما نم ای پدر
بی کس شدم چو رفتی ازاین عرصه ناگهان
با آنکـــــه در میـــــانِ یارانـــم ای پــــــدر
کردی دعـــای خیــــر به فرزند روز و شب
بود آن دعــــا همـــــاره نگهبا نم ای پدر
مستا نه خنده می زد م از شوق مهر تو
د شــوارها شـــــد ز تو آســا نم ای پدر
آن خنده ها به گریه بدل شد ز مــرگ تو
همچون نهــال سوختــه پژما نم ای پدر
می خواستم صبـــر کنم ، طبع نا شکیب
د یگر نـــــدا د گــوش به فرما نم ای پدر
هیـــچ اعتما د نیست به ا یا م بی ثبــات
آگـــه ز بــــی وفــــا یی د ورا نم ای پدر
تنها بدین خوشم که رفتی از این جهان
من نیـــز از پی تو شتـــا با نم ای پدر
شعر مذکور سروده ی دوست بسیار عزیز و گرامیم است که بدین منظور در اوج زیبایی به تصویر کشیده شده است وبنده به جهت قدر دانی و سپاسگذاری از ایشان شعر را در این پست گذاشتم .
******************
خداوندا کذشتگانمان را در سایه سار لطفت اسکان ده و فضلت را از آنان دریغ مدار،
موانع فرج امام عصر (عج) را بر طرف و ظهور حضرتش را نزدیک بگردان .
امام و شهدا را با انبیاء و اولیاء (س) مهشور فرما .
به ذکر مقدس یا من اسمه دوا و ذکره شفا تمام بیماران را شفا عنایت فرما.
به تمام بانوان ایران عزیز عصمت و به مردانمان غیرت و حجاب چشم عنایت فرما .
فقر و تنگ دستی و فساد و اعتیاد از این دیار ریشه کن فرما .
ما را دوست دار واقعی خود و اهل بیت (س) و هم نوعانمان قرار بده.
آمین یا رب العالمین
السلام علیک یاحجةالله فی ارضه
السلام علیک یا عین الله فی خلقه
السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی
به المهتدون و یفرج به عن الموء منون
السلام علیک یا صاحب الزمان
*******
دل مویه ای از سویدای دل برای مهدی فاطمه(س)
این جمعه و این بهار ، کی می آیی
روشنگر شام تار ، کی می آیی
هجران رخت چو شمع بگداخت دلم
ای معنی انتظار ، کی می آیی
در هر سحری ندبه کنان می گویم
ای منجی روزگار ، کی می آیی
در بست دلم فقط برای تو بود
ای صوت خوش هزار ، کی می آیی
یوسف شده حیران رخت نیکویت
ای دلبر هر نگار ، کی می آیی
لیلی صفت از پی ات بیابانگردم
ای باقی کردگار ، کی می آیی
"محراب نمازم خم ابروی" تو باد
ای خال لبت مدار ، کی می آیی
هر روز و شبم در انتظار تو گذشت
ای سبز تر از بهار ، کی می آیی
بیـــدادگری شده مطاع دنیــــا
ای وارث ذوالفقار ، کی می آیی
***********
بار الها این ایام خجسته را با گشودن درب رحمتت به کام تمام مسلمین
وشیعیان جهان شیرین وگواراگردان ،فرج امام زمانمان برسان ، بیماران
شفا ی عاجل عنایت فرما ،گذشتگانمان قرین رحمت فرما ، مقام
امام و شهدا را متعالی بگردان .
آمین یا رب العالمین
یا مقلب القلوب والابصار
یامدبرالیـــــل و ا نهـــــار
یامحول الحول و الا حوال
حول حالناالی احسن الحال
این جمعه و این بهار ، کی می آیی ؟
روشنگر شام تار ،کی می آیی ؟
تا کِی ز غم هجر رخت آب شویم ؟
ای معنی انتظار ، کِی می آیی؟
بهار طبیعت ، بهار عشق ، بهار همدلی و یک رنگی ،
بهار نابودی کدورت ها ، بهارشادکامی و بهار عظمت
لایزالی حضرت سبحان بر تمام نوروزیان مبارک باد .
نوروز در روايات
۱. آداب نوروز
«روى المعلى بنخنيس عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النيروز: واذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك و تكون صائماذلك اليوم ...
معلى بنخنيس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مىگويد: هنگام نوروز غسلكن، پاكيزهترين لباسهايت را بپوش به خوشبوترين چيزها خود را خوشبو نما و در آنروز، روزه باش.
در دنباله روايت، دستور چهار ركعت نماز و سجده شكر و دعاى مخصوص در اين روزذكر شده است.»
اين حديث مورد استناد بسيارى از فقها براى استحباب غسل و روزه ونماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسايل اين روايت را دو سه مورد نقلكرده است. صاحب جواهرالكلام، همين روايت را از مصباح و مختص آن نقل كرده و مستنداستحباب اين اعمال در روز نوروز دانسته است. و مرحوم علامه مجلسى در زادالمعادمىفرمايد:
به اسناد معتبره از معلى بنخنيس كه از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (اينروايت) منقول است.
2. روز پيمان با خدا
علامه مجلسى مىگويد: در بعضى از كتب معتبره ديدم كه:
معلى بنخنيس مىگويد: روز عيدى خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسيد: اين روز رامىشناسى؟ گفتم: روزى است كه عجم آن را بزرگ مىشمرند و در آن به يكديگر هديهمىدهند. حضرت فرمود:
قسم به بيت عتيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت موضوعى قديمى كه براى توتفسير مىكنم ...نوروز، روزى است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت و آن اولينروزى است كه خورشيد كرد. و بادها وزيدن گرفت، كشتى نوح(ع) بر كوه «جودى» قرارگرفت و خداوند كسانى را كه از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پيامبراسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با على(ع) به عنوان امارت مؤمنين بيعت كنند...
و هيچ روزى نوروز نيست مگر اينكه در آن روز انتظار فرج داريم، زيرا نوروز ازروزهاى ما و روزهاى شيعيان ماست، عجم آن را حفظ كرد و شما آن را تضييع نموديد...»
احمد بنفهد در كتاب مهذب البارع نظير اين روايت را آورده است
3. روز ولايت
«معلى بنخنيس عن الصادق(ع): ان يوم النيروز هو اليوم الذى اخذفيه النبى(ص) لاميرالمؤمنين(ع) العهد بغدير خم فاقروا له بالولايه فطوبى لمن ثبتعليها و الويل لمن نكثها...
نوروز روزى است كه پيامبر(ص) از مردم براى اميرمومنان(ع) پيمان ولايت گرفت ومردم آن را پذيرفتند، خوش به حال كسى كه بر آن پيمان ثابتبماند، واى بر كسى كهآن عهد را بشكند...»
4. برآورده شدن نياز
مفضل بنعمر مىگويد: امام صادق(ع)در ضمن خبرى طولانى فرمود: خداوند به حزقيل وحى فرمود يا حزقيل، اين روز شريف وبا ارزش بزرگى است نزد من، و قسم خوردهام كه كسى در اين روز، نيازى از من طلبنكند، مگر آنكه برآورده سازم و آن روز نوروز است...
5. هر روز نوروز
«و اتى على(ع) بهديه النيروز فقال عليه السلام: ما هذا؟
قالوا: يا اميرالمؤمنين اليوم النيروز، فقال عليه السلام، اصنعوا لنا كل يومنيروزا.
براى على(ع) هديه نوروزى آوردند، حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند: اى اميرمومنانامروز نوروز است، فرمود: هر روز را براى ما نوروز بسازيد.»
6. هديه نوروزى
ابراهيم كرخى مىگويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم، در باره مرد ثروتمندى كه روزمهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مىدهند ولى او در عوض احسانى نمىكند. امامعليهم السلام فرمود: آيا آنها اهل نماز هستند؟
گفتم: آرى.
فرمود: هديه آنها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابلبراى آنها هديهاى بفرستد...
منبع: ماهنامه كوثر
بارالها سال جدید را بر تمام ایرانیا ن سالی پر از خیر و برکت و نیکویی
قرار بده و ما را شکر گذار نعمت هایت بگردان .
آمین یا رب العالمین
هوالمحبوب
اعیاد مبارک ربیع الاول بر تمام مسلمین جهان خجسته باد.
امامت وولایت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)
این دهر کهن جوانی اش آمده است
سر چشمه ی زندگانی اش آمده است
نخلی که به کربلا نشانده است حسین
مهــدی(عج) پی با غبانی اش آمده است
جشن ازدواج حضرت علی(ع)وحضرت زهرای مرضیه(س)
( به روایتی )
میلاد با سعادت پیامبر رحمت و مهربانی
حضرت خاتم النبیین محمدمصطفی(ص)
و امــام صــادق رئیس مذهب شیعه بر مسلمین و
شیعیان جهان مبارک باد.
بلبل به چمن حمد خدا می گوید
گل غنچه گشوده هل اتی می گوید
جبریل به قدسیان و اهل جنت
وصف گــــل روی مصطفی می گوید
*****
در دشت و دََمَن بوی شقایق آمد
آن جلـــــوه ی ایزدی عاشق آمد
صد شکر به درگاه خدا باید کرد
همراه نبی (ص) امام صادق آمد
*****
کمان آسمان امشب دل آراست
عجب درعرش اکبرشوروغوغاست
زمین در ذکر اقرء والخَلَق شد
زمــــــان آبستن نَص اَلَــــق شــــد
زعرش تا مکه غرق نور گشته
همـــــه عالم بســـان طور گشته
گلی از بوستان حق دمیده
که بویش بر مشام جـــان رسیده
خدا بر آمنه امشب نظر کرد
ز مولـــــــودی همه عالم خبر کرد
زعرش آمد ملائک دسته دسته
به یومنش طاق کسرا شدشکسته
به کل انبیاء او آخرین است
جهان چون حلقه احمدچون نگین است
به حق او خواجه ی لولاک باشد
مـــــدار و محـــــور افـــــلاک باشـــد
ز یومن مقدمش عالم جلی شد
دل حیـــــــدر زعشقش منجلی شد
فضای عالم هستی مصفاست
شب میـــــلاد احمــد باب زهراست
و این مولود رکن عالَمین است
همــــه دارو ندار او حســـین است
*****
بار الها این ایام خجسته را با گشودن درب رحمتت به کام تمام مسلمین وشیعیان جهان شیرین وگواراگردان ،فرج امام زمانمان برسان ، بیماران
شفا ی عاجل عنایت فرما ،گذشتگانمان قرین رحمت فرما ، مقام
امام شهدا و شهدا را متعالی بگردان .
آمین یا رب العالمین
امـــام حسن مجتبــــــــــــــی (ع)
و امام علی ابن موسی الرضا (ع)
رابر تمام مسلمین و شیعیان جهان تعزیت
وتسلیت عرض می نمایم .
******
شد بی صفا مدینه ، یارم سفر نموده
رو سوی حضرت حق ، جانانه پر گشوده
دیگر نه آشنایی ، نه لطف و نه صفایی
آماده می شودشهر ، از بهربی حیا یی
آماده می شود تا ، در روزگـــــــــار ماتم
اجر نبی دهد با ، سیلی و ضربه ی غم
تا هاله ای دهد بر ، رخسار مه به کویی
یا که کبود سازد ، در بین کوچه رویــی
روی گل پیمبر ، از ضـــــــرب غـــم بگیرد
دشمن نموده این کار ، تا شاید اوبمیرد
شایدبمیرد این نام ، از روی ماذن عشق
زین روبه شعله سوزاند،درپشت درتن عشق
اما همیشه هرجا ، بر پاست دین احمد
نام علـــی و زهــرا ، در نزد حَیٌ سرمد
*********
پرستوی مدینه دل شکسته
کنـــــــــار بستر طاهـــــــا نشسته
چو گوید مصطفی از راز پنهان
به لعلش نقشی ازیک خنده بسته
*******
امیره میکده گردیده خاموش
کنـــارش دختری دلداده مد هوش
بگوید ساقی از غمهای فردا
کجـــــا گردد رخ نیلـــــی فراموش
*******
تو آن یاسی ولیکن ارغوانی
ز داغ کوچه داری صد نشانی
بگویم دو نشانه از تو ای یار
رخ نیلــــی و یک قد کمـــانی
******
یا امام حسن مجتبی کشته ی زهر جفــــا
گشته شمع این محفل ، یاد سوز و داغ تو
آتشی زند بر دل قبر بی چراغ تو
گر چه که وجودت را ، زهر کینه سوزانده
آن دل کریمت را،زخم سینه سوزانده
لشکرت چرا از پشت ، می زنند تو را با تیر
بر جنازه گلباران ،می کنند تو را با تیر
گفته در دم آخر ای حسین گل سرمد
روزی همچوروزتو،درجهان نمی باشد
*******
یا علی ابن موسی الرضا (ع)
وقتی دلم می گیره ، از غصه و درد و غم
پر می کشه شبونه ، میاد کنار حَرَم
هوای صحن و سرات ، منو هوایی کرده
اسم مقدس تو دل و خـــدایی کرده
ببین که مبتلاتم ، میون کفتراتم
توی خیالم هَمَش ، روِ گنبد طلاتم
من دوست دارم قبر تو، یه بار بغل بگیرم
آرزو دارم یه روز ، کنج حَرَم بمیرم
کربلا رو دیدم و ، بازم میگم همیشه
هیچ جابرام حریم،امام رضانمیشه
نغمه ۵۴ *******
خدایا فرج امام عصر را برسان ، بیمارانمان شفا عنایت فرما،شهدا و امام شهدا
مقامشان متعالی گردان ،گذشتگانمان را قرین رحمتت فرما و ما را شکر گذار
نعماتت بگردان.
سلام دوستان عزیزم روز ۲۵ بهمن روز تولد من
است که مصادف با روز ...
روز خجسته ی عاشقان بر همه ی شما مبارک
مرا غمخوار دلها آفریدند
دلم را همچو صهبا آفریدند
به روز ۲۵ ماه بهمن
مرا همرنگ دریا آفریدند
انشاالله همه ی دوستان عزیزم سلامت و سال های سال زنده باشند
السلام علیک یا بنت الحسین رقیه ( س)
پنجم ماه صفر ســالروز شهادت عمه ی چهار ســــاله ی
امام زمان (عج) حضرت رقیه (س) بر جمله ی شیفتگان
سید وسالار شهیدان تسلیت باد
در جای خودش کعبه ی حاجات نبود
در ناقه دگر جلوه ی میقات نبود
می گشت تمام کاروان را عمه
می گشت ولی رقیه سادات نبود
************
دیگه من آروم نمیشم تا که بابا مــو نبینـــــم
تا بابام بیــــاد کنــــارم دیگه آروم نمی شینم
من میخوام کاری کنم که زنجیر اسیــری وا شه
من میخوام قافله ی مــاتــوی ویـرونه نبــاشه
نمی زارم دیگــه خون ازچشـم خواهرم بباره
میکنم کاری که دشمن حــرفی از کنیز نیـاره
میکنم کاری که دشمن سست بشه از پا بشینه
لب قــاری رو می بوسـم سنٌت جدٌ ما اینـــه
می کنم کاری که دیگه خیزرون ز دست بیفته
دیگه بسه عمه ی من گوشتون هرچی شنفته
کاری میکنم که دیگه تازیونه وَر بیفته
بشنوند مردم شامی حرف و روضه ی نگفته
میکنم کاری که دشمن پس بده غارتیا رو
جون می دم عمه جون اما میکنم راحت شما رو
پس بگیرید از لعینان علم غیرت عباس
از همه مهمتر عمه پیرهن کهنه ی باباس
میکنم کاری که معجر برای همه بیارن
به شما ها وقت رفتن همه احترام بذارن
میکنم کاری که دیگه سرا رو نیزه نشینه
سر خونیِ عمو رو کسی رو نیزه نبینه
میکنم کاری که عمه اربعین کربلا باشی
عاشورا نشد ولیکن حالا گرم عزا باشی
میکنم کاری که دستِ رباب و دیگه نبندند
وقتی لالایی می خونه دیگه به اشکش نخندند
به همه میگم که عَمَُم دختر ابو ترابه
اینکه پاکِ و زلاله جاش کجا بزم شرابه
اگه رفتید سر قبرِ بابای غریب و خستم
به بابام بگید خدایی من به پاش زپا نشستم
به بابام بگید که بعدش توی دنیا جا نداشتم
وقت دفنم تو خرابه حتی بوریا نداشتم
به بابام بگید که بعدش امیدم چه نا امید شد
به پای سر بریدش همه ی موهام سفید شد
الهی خدا نیاره دختری شبیه من شه
باباشو ازش بگیرن لباساش براش کفن شه
الهی خدا نیاره دختری خواب باشه اما
بکشند گوشواره هاشو توی آتیش توی صحرا
الهی خدا نیاره دختری از پا بیفته
چشم خیسش روی نیزه به سر بابا بیفته
الهی خدا نیاره بی هوا اونکه اسیره
از روی ناقه بیفته درد استخون بگیره
(جواد حیدری)
************
بار الها عاقبت تمام شیعیان مولا را ختم به خیر فرما و به همه ی انسانها
توفیق آدم بودن را عنایت فرما .
التماس دعا
حلول ماه حزن و اندوه اهل بیت عصمت و طهارت بر عاشقان
حسینی تسلیت باد
*******************
سجاده ی تو رنگ ماتم بود آقا
بر دو شتان داغ دو عالم بود آقا
در صحن چشمان پر از اشک عزاتان
هر شب بساط غم فراهم بود آقا
روی کتیبه های دور سجده گاهت
تصویر ظهر یک محرم بود آقا
در پای آن عمامه ی آتش گرفته
کل ملک میمرد هم کم بود آقا
هر جرعه ی آبی که می خوردی ،بمیرم
همراه حزن و ناله و غم بود آقا
ای کاش در ظهر عطش پیش لبانت
یک کاسه ی باران شبنم بود آقا
استغفرالله این زبانم لال باشد
در بینتان یک چشم مَحرم بود آقا ؟
*****************
در کوچه ها نسیم بهشت محرم است
این شهر بی مجالس روضه جهنم است
پیــــــــراهن ســـــــــیاه عزاداری شما
زیبـــــا ترین تجلی عشق مجسم است
شکر خدا که هیئت مان باز دایر است
شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است
بیــــرون ندیده اید زنی ایستاده است ؟
بالش شکسته و قدش هم کمی خم است
لبخند تلخ فاطمه(س) بر تک تک شما
یعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم است
من که ندیدمش دم در ، خوب شما چطور؟
صد حیف سوی چشم گنهکار ما کم است
پرواز می کنیم از این پیله های تنگ
فصل بلوغ شـــــیعه یقیناً محــــــــرم است
در مــــــجلس عزای امام قتیل اشک
روضــــه به شور و واحد و نوحه مقدم است
***************
من با لباس مشکی تان خو گرفته ام
از طینت پلید خودم رو گرفته ام
با قایق شکسته ی اشک دو دیده ام
بر ساحل عزای تو پهلو گرفته ام
بــهر غبـــــــار روبی فرش عــــزایتان
دراین دوماه از مژه جارو گرفته ام
از صحن روضه های پرازعطرسیب تان
شکرخدا حسین،کمی بوگرفته ام
هــــر ساله مزد نوکریم آخــــــر صفر
از دست سبز ضامن آهو گرفته ام
( موحد ، قاسمی ، کبیری)
دو ستان عزیز مرا ببخشید که در این ایام عزیز سخت گرفتار مجالس هستم و نمی توانم محبت شما دوستان را پاسخ دهم.
خدایا فرج امام زمان مان را بر سان و موانع فرجش بر طرف فرما.
در دنیا از زیارت و در آخرت از شفاعت اهلبیت عصمت و طهارت بهرمندمان فرما.
گذشتگانمان ببخش و بیامرز و شهدا و امام شهدا مقامشان متعالی فرما.
بر اندام همه ی بیماران به حق حضرت زینب لباس عافیت بپوشان.
آمین یا رب العالمین
التماس دعا
هو المحبوب
طلوع خورشید امامت و ولایت در آسمان غدیر خم بر
محبین مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب (ع)
مبــــــــــــارک باد.
خدا هر دم ز شیعه دستگیر است
شب عشق و شب خیر کثیر است
همه عالم چراغان گشته امشب
چرا که چون شب عید غدیر است
*************
بیا آینه ی دل منجلی کن درون سینه ات را سیقلی کن
بزن فالی به درب خانه دل کلیدش را به نام یا علی کن
**************
امشب مرا مهمان بزم مِیّ فروشم کرده اند
از باده ی جام ولایت جرعه نوشم کرده اند
در خانقاه عشق مولا خرقه پوشم کرده اند
بر درگه حیدر غلام حلقه گوشم کرده اند
**************
سحری مرغ خیالم پر پرواز گرفت
مست جانانه شد و از دل خود راز گرفت
همرهش تا به سراپرده ی دلبر رفتم
برتر از مهر و مه و زهره و اختر رفتم
سرخوش از باده و صهبای محبت گشتم
تا که سرزنده به اکسیر ولایت گشتم
فارغ از نیستی و مرگ و فنا گردیدم
با ولای ازلی محو خــــــــــدا گردیدم
ناخدآگاه دلم سوی مناجاتم برد
بال جبــــــــریل فراتر ز سماواتم برد
در به در ، در طلب سرَ نهان می گشتم
با ملائک ز پی درب جنان می گشتم
تا رسیدم به طلب بر حَرَم و درب بهشت
دست حق آمد و این جمله بر آن درب نوشت
که بهشت ابدی عین ولایت باشد
یا علــــــــی ، اذن دُخول در جنت باشد
دست دل بردم و بر درب جنان کوبیدم
یا علـــی بود، صدایی که ز در بشنیدم
پشت در حوریه ای گفت که را می جویی
چیست آن رمز ورودی که به لب می گویی
گفتمش یا علـــی از بهر ورودم گفتم
من همین جمله ز اعماق وجودم گفتم
گفت آن ذکر علی اذن دخول است ولی
اسم رمزی بُوَدَش همره این نام علی
گفت گویا مَلَکی آنچه که رمز همه است
همره ذکر علی نام خوش فاطمه است
نام زهرا و علی بردم و مدهوش شدم
وارد باغ جنان گشتم و بی هوش شدم
همه جا نقش علی بود به هر جای بهشت
نام او ، دست خدا با قلم عشق نوشت
به خدا قلب علی عرش خدای ازلی ست
اِستواء همه ی نور خداوند ، علیست
****************
خدا وندا فرج امام زمانمان را برسان .
بر اندام تمامی بیماران لباس شفا بپو شان.
شهدا و گذشتگانمان را قرین رحمتت بفرما .
در دنیا از زیارت و در آخرت از شفاعت اهل بیت (س)
بهرمندمان بگردان.
آمین یا رب العالمین
در آخر از کلیه ی دوستانی که در ارسال و جمع بندی اشعار مرا یاری کردند
سپاسگذارم
عید سعید قربان بر عموم مسلمین
جهان مبارکباد
بر پیکر عالم وجود جان آمد
صد شکر که امتحان به پایان آمد
از لطف خداوند خلیل الرحمن
یک عید بزرگ به نام قربان آمد
ولادت با سعادت دهمین اختر تابناک آسمان ولایت و
امامت برتمامی محبین حضرتش مبارک باد
بازم ز مِیُ ولا یادی کردم
دل معتکف مجلس شادی کردم
در جشن ولادت دهم نور ولا
جان مست مِیُ حضرت هادی کردم
السلام عليك يا اهل بيت نبوه (س)
شهادت امام جواد (ع) بر محبين حضرتش تسليت باد
ميخوام امشب آي جوانها ، براتون قصه بخونم
ناله ها تون رو در آرم ، دلا تون رو بسو زونم
قصه ي يه مرد تنها ، كه تو خونشم غريبه
جگرش داره ميسوزه ، ناله هاش چه بي لهيبه
به خدا حيفه بميره ، آخه اون خيلي جونه
رو خا ك حجره نشسته ، روضه ي عطش مي خونه
امون از مردم دل سنگ ،كه به گريه هاش مي خندند
ميگه از تشنگي مُرد م ، مي رن و درو مي بندند
به خودش همش مي پيچه ،اي خدا دارم مي ميرم
همسرم يه كاري كرده ،ديگه از زندگي سيرم
اي كنيز هلهله كم كن ، به غمم خاتمه اومد
نگو گريه كن نداره ، مادرم فاطمه اومد
التماس دعا
**********************
خوب دوستان هنگام شاديه آخه جشن دوماديه
سا لگرد ازدواج دو منبع خير و بركت لنگر آسمان و زمين حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س)
بر تمام ارادتمندان مبارك باد
ملا ئك بر خلايق هاج و واج است
براي مهر او عالم حراج است
علي داماد و زهرا همسر او
بزن كف چونكه جشن ازدواج است
**************
كرد چنين راوي شيرين زبان
اين خبر از بطن كتابي بيان
فاطمه محبوبه ي پروردگار
دختر پيغمبر والا تبار
شام زفافش همه با قرب و شاّ ن
بود سوي خانه ي شوهر روان
خيل ملك مشك بر او بپختند
عطر بهشتي به سرش ريختند
مشعل نور فلكي داشتند
شور و سرور ملكي داشتند
تا كه گل خاتم پيغمبران
كرد به گلخانه ي شوهر مكان
پير زني خسته تن و بي نوا
كوفت در خانه ي خيرالنساء
گفت كه اي مشعل پيغمبري
زهره ي افلا ك نكو اختري
خانه ي شوهر به تو آباد باد
خاطرت از رنج و غم آزاد باد
تازه عروسي و گل اين چمن
ليك ببين جامه ندارم به تن
جامه ي نو بر تنت آراسته
چرخ نو اندوز تو را خواسته
هست اگر در حَرَم مرتضي
پيروهن كهنه عطا كن مرا
گفت چنين زهره ي افلاك و جوء
پيروهن كهنه اش آرند زود
پيروهن نو ز بدن دور كرد
خاطر آن غم زده مسرور كرد
صبح گهان ختم رٌسٌل مصطفي
رفت چو بر پر سش خير النساء
كرد نظر شه به تن دخترش
ديد كهن جامه بود بر تنش
گفت كه اي گل به فداي تنت
فاطمه جان چون شده پيراهنت
گفت كه دادم به رضاي خدا
كرده ام اي شه به شما اقتدا
هر كه دهد جامه ي خود را به دوست
گر بدهد جامه ي نو را نكوست
خدايا من و جمله ي دوستانم را مشمول دعاي خير امام زمانمان قرار بده.
روح ملکوتی خواهر مجازی عزیزمان گلشید را قرین رحمتت گردان
دوستان برای شادی روح گلشید عزیز فاتحه یادتان نرود
آمين يا رب العالمين
هو المحبوب
((( جز در صفای اشک دلم وا نمی شود )))
تورا می خوانم :
درامواج آرام نگاهت ،تابش خورشیدرا چون تیغ برنده ای برسینه ی سترگ
آب می نگرم ،و جمالت را ،که تشعشع روشنائیش ، قلب تاریکم را درمی
نوردد و جان خسته ام را امید دوباره میبخشد .
تو را می خوانم :
که غزال واژ ه های نا تمام غزلی ، و می توان آهنگ دلنشین کلا مت را با
زمزمه ی قناری به نظاره نشست .
تو را می خوانم :
که چون آب چشمه ی بقاء ، در درون سینه ام جاری می شوی و برهوت
خیالم را سرشار ازسبزه و شکوفه می کنی .
تو را می خوانم :
که بارش ابر رحمت آسمان دیدگان منی و بی وقفه بر کویر کونه هایم جلوس
می کنی و با بارشت ، قصه ی هجران را تفسیر میکنی و زخم های کهنه ی
عاشقی را التیام می بخشی .
تو را می خوانم :
که رمز سینه ی حرمان زده ام ، جزبا کلید محبت تو گشوده نخواهد شد .
پس مرا بخوان !!!
که با خواندنت روحم را جلا می دهی و با سکوتت همچو بلبلی شیدا
خاموشیت را به مرثیه می نشینم و با دل مویه هایم به تو می گویم ،
((( اگر عشق را از سر برون کنم ، از دل برون نتوانم کرد )))
ای زیبا ترین زیبا رویان ، نازت را به بهای جان خریدارم و داستان راستان
عاشقیت را بر بلندای قله ی عاشقانه ی وجودم به یا دگار نقش می کنم .
چرا که !!!؟؟؟
((( درد عشقی کشید ه ام که مپرس )))
**********
بار الها وجودم را در عشق بسوزان و خاکسترم را بر باد ده شاید اینگونه بتوانم به معشوقم واصل گردم .
بسم الله الرحمن الرحيم
شايد خدا :
به من نگفته بودي چه شد ، خودم فهميدم !
ميدانم هراز گاهي دلهاتان تنگ ميشود ، همان دلهاي بزرگي كه جاي من در آن است آن قدر
تنگ مي شود كه حتي يادت مي رود من آنجايم . دل تنگيهايت را از خودت بپرس .
نگران هيچ چيز نبا ش !
هنوز من هستم ، هنوز خدايت همان خداست ! هنوز روحت از جنس من است!
اما من نمي خواهم تو همان با شي !
نگران شكستن دلت نبا ش !
شيشه براي اين شيشه است چون قرار است بشكند ، اما جنسش عوض نمي شود...
چون من شكست نا پذيرم....
چون مرا داري ...
چون هر وقت گريه مي كني دستان مهربانم گونه هايت را مي نوازد ...
چون هر وقت تنها شدي ، تازه مرا يافتي ...
چون هر گاه بغضت نگذاشت صداي لرزان و استوارت را بشنوم ، صداي خرد شدن ديوار
بين خودم و تو را شنيدم .
درست است مرا فراموش كردي ، اما من هنوز سر انگشتانت را از ياد نبردم !
دلم نمي خواهد غمت را ببينم ... مي خواهم شاد باشي...
اين را من مي خواهم ...تو هم مي تواني اين را بخواهي.
من گفتم : وجعلنا نو مكم سبا تا ( ما خواب را مايه ي آرامش شما قرار داديم )
... و من هر شب كه مي خوابي روحت را نگاه مي دارم تا تازه شود ...
نگران نباش ! دستان مهربانم قلبت را مي فشارد .
شبها كه خوابت نمي برد فكر مي كني تنهايي؟؟؟ من هم دل به دلت بيدارم !
فقط كا فيست خوب گوش جان بسپاري !
التماس دعا
پس ما را در یاب که جز تو پناهی نداریم و امید به رحمت تو بسته ایم .
السلام عليك يا اهل بيت نبوه (س)
ولادت با سعادت عالم آل محمد (ص)
حضرت علي ابن موسي الرضا (ع)
بر شيفتگان حضرتش مبارك باد
با نام رضا دلت مصفا گردد درد و غم سينه ات مداوا گردد
گر روي نهي به درگهش با اخلاص هر عقده ز كار بسته ات وا گردد
*************
آن ماه كه مهر از نگاهش ريزد گلبوسه ملك به خاك راهش ريزد
در جشن ولادت رضا هر كه نشست از بارش مرحمت گناهش ريزد
*************
كسي قدم به حرم بي مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احد نخواهد زد
گداي كوي رضا شو كه اين امام رئوف به سينه ي احدي دست رد نخواهد زد
************
شراب طور يارجام خون است نخست درس مكتبش جنون است
در اين ديار عقل ره ندارد تفاوتي گدا و شه ندارد
امير باشد هر كه دل ريشتر هر كه كشد ستم بود پيشتر
عاشق دُردي كش ديونه ايم باده به دست عبد ميخانه ايم
دوام ما ذكر اَن الهوبود مراد ما ضامن آهو بود
در اين ديار پير ما مرتضا ست ذكر الدوام ما يا رضا ست
ز چشمه ي عشق وضو بگيريم ز خاطراتش آبرو بگيريم
مست مي باده ي يا هو شويم معتكف ضامن آهو شويم
ز آب كوثرش وضو بگيريم برسر راه يار خود نشينيم
ز آب زمزم سرو تن بشوييم به محضر اباالحسن بگوييم
ز آسمان شميم يا ر آمد به عرش حق آينه دار آمد
مظهر مهر سرمدي آمده غريب آل احمدي آمده
اي حَرَم تو كعبه ي فقيران قبله ي عشق در حريم ايران
صحن مطهر تو دارالشفا ست مدينه و مكه و كرب و بلا ست
زردي كنبد تو طور مهر است چراغ روشنايي سپهر است
اي حَرَمت سيل خرابا ت من رضا رضا ذكر منا جا ت من
اگر نمي رسد به كعبه د ستم مُحرم بيت الحرم تو هستم
حريم تو كه نور ماه دارد به مركز بهشت راه دارد
شما كه از الست باده نوشيد صاحب ميخانه ي مِي فروشيد
خدا كند هميشه مست باشم به عشق تو خدا پرست باشم
****************
محبوبا به حق اين مولود عظيم الشاً ن فرج امام زمانمان را برسان و ما
را در زمره ی منتظرين حضرتش قرار بده ، گذشتگانمان را قرين رحمتت
قرارده ، ما را در دنيا از زيارت اهل بيت(س) و در آخرت از شفاعتشان
بهرمند فرما ، بيماران را شفاي عاجل عنايت بفرما و ما را دعا گوي
دوستانمان بگردان
از دوستاني كه با ارسال شعر و سرود مرا ياري كردند سپاسگذارم
بسم الله الرحمن الرحیم
هو المحبوب
به نام آنکه عشق است و عشق می پراکند
این هم یک پست متفاوت
تو مثه غروب خورشید ساده و پاک و عجیبی
توی آسمون قلبم تک ستاره ی نجیبی
توی غنچه ی لب تو یه تبسم لونه کرده
برا گفتن یه حرفی حیا رو بهونه کرده
تو کمون ابرووانت هلال ماه رو می بینم
برای تسکین دردم از لبت بوسه می چینم
توی چشمه ی نگاهت دل رو دست آب سپردم
برای بودن با تو روزی صد دفعه می مردم
برای دیدن رویت سر بازار می نشینم
می دونم یه روزی آخر رخ دلدارو می بینم
عشق تو تو سینه ی من مثل یک آیه ی نابه
غیر عشقت هر چی عشقه به خدا فقط سرابه
نفسات رو صورت من گرمی آفتاب و داره
خنده های نازنینت برا من امید میاره
دست تو بده به دستم هی نگو که خیلی خستم
برای شراب لبهات من هزار جام و شکستم
آره قاتل دل من تیغ ابروی نگاره
زمزمه ی دل خونم برای دیدن یاره
خدایا محبتت را در دل ما زیاده بگردان.
بسم الله الرحمن الرحيم
پاداش كسي كه واسطه ازدواج دو جوان شود
شيخ صدوق (ره) در ثواب الاعمال با استناد از ابن عباس روايت كرده است :
رسول خدا ( ص) فرمودند :
هركس واسطه ي ازدواج بين دو جوان ( دختر و پسر ) شود و
آن دو جوان با هم ازدواج كنند ، خداي تبارك و تعالي در بهشت ،
هزار زن به او عطا ميكند ، در حا لي كه هر حورالعين در قصري
از دُرّ و ياقوت ساكن شده است .
( برگرفته شده از كتاب مسند الرسول )
ولادت با سعادت كريمه ي اهل بيت حضرت فاطمه معصومه(س)
و روز دختر بر محبين و دختران عفيف اين مرز و بوم مبارك باد .
اين روز ولادتي مطهر باشد
مولودي معصومه ي اطهر باشد
از يومن قدوم نازنينش ، آري
امروز به نام روز دختر باشد
****************
امروز به سر هواي مستان دارم
مستي ز مي طهور يزدان دارم
در موسم مولودي خواهر رضا ( ع)
تبريك به دختران ايران دارم
****************
سحر كه بلبل شيدا به گل اشارت داشت
ز يومن مقدم غنچه بهين بشارت داشت
ستاره خنده كنان گرد ماه مي رقصيد
شقايق از سر عشرت بنفشه را بوسيد
نشسته شبنم اميد بر رخ سوسن
نموده لاله لباس سپيده را بر تن
تمام شد شب و هنگام صبح صادق شد
فرشته چهره ي او را نديده عاشق شد
به صحن ميكده اش مطربان مي آلوده
به صف ستاده كه بينند روي مولوده
علي الصباح كه مهر از افق هويدا شد
رخ نهفته ي غنچه به باغ پيدا شد
سفير عشق صدا زد كه عيد نيكويي است
به مژده جان بدهيدش كه ناز بانويي است
چه بانويي كه خدا مدح او بجا آرد
فرشته پيش قدش قامت دو تا آرد
خداوندا به مادران ، خواهران ، و دختران ما عفاف ، عصمت و عزت فاطمي عنايت فرما و از گزند بلييات محفوظشان بدار
فرج امام زمان ما را برسان و ما را قدر دان نعماتت قرار بده
و گذشتگانمان را قرين رحمت واسعه ي خود بگردان .
آمين يا رب العالمين.
السلام عليك يا اهل بيت نبوه

شهادت ششمين اختر تابناك آسمان ولايت و امامت رئيس مذهب شيعه
امام صادق (ع) به پيشگاه وجود نازنين امام زمان (عج)
و عموم شيعيان و محبين حضرتش تسليت باد .
آن فرقه اي كه تيشه به نخل فدك زدند
صبر رئيس مذهب ما را محك زدند
او را ز خانه نيمه ي شب برد خصم دون
در كوچه اي كه مادر ما را كتك زدند
******************************
به پاي خصم چو گلي زار و خسته افتادم
به دست خصم زهي دست بسته افتادم
چو تازيانه ي ابن ربيع را ديدم
به ياد مادر پهلو شكسته افتادم
******************************
مادر چه گويمت كه عدو جز جفا نكرد
حق تورا ادا ننمود و چه ها نكرد
مادر بخانه ي تو عدو از در آمدند
دشمن ز بام آمد و شرم از خدا نكرد
من در نماز بودم و سجاده را كشيد
افتادم و رعايت سن مرا نكرد
چون بيد لرزه بر تن اطفال من افتاد
او هم ز هيچ جور و جفايي ابا نكرد
پاي و سر برهنه به پيشش دوان دوان
او خود سواره بود و ز جدم حيا نكرد
**********************
خداي تعالي همگي مارا جزء محبين اهل بيت ( س)
و منتظرين واقعي امام زمان قرار دهد . انشاء الله
بسم الله الرحمن الرحيم

كساني كه وارد بهشت نمي شوند :
شيخ صدوق ( ره ) در خصال با استناد از امام علي (ع) ، از رسول خدا ( ص) روايت كرده است :
وقتي خداي تبارك و تعالي بهشت را از طلا و نقره و ديوارهايش را از ياقوت و
سقف آن را از زبرجد و مرواريد و خاكش را از زعفران و مشك زرد آفريد به آن فرمود :
سخن بگو . آنگاه بهشت به اذن خداي تبارك و تعالي عرض كرد :
معبودي جز تو زنده و پايدار نيست ، به راستي اگر كسي وارد من شود
به سعادت و خوشبختي ابدي خواهد رسيد .
خداي تبارك و تعالي خطاب به بهشت فرمودند :
به عزت و عظمت و جلالم قسم ! هرگز دائم الخمر ، مست ، خبرچين ، ناكس ، لئيم ،
دزد ، قاطع الرحم ، منكر و... وارد تو نخواهند شد .
شرح از كتاب داستانهاي شگفت انگيزي از بهشت و جهنم
بر گرفته از كتاب مسندالرسول علامه شيخ يحيي فلسفي دارابي
*******
السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)
نغمه 10 :
اي كه با دل آشنايي، گشته كارت دل ربايي
روز و شب در قلب مايي ، با صفا و مهلقايي
جان فداي روي ماهت ، اي كه با چشم سياهت
هر زمان با يك نگاهت ، هر دلي را مي ربايي
نقش هر دل با خيالت ، گشته تصوير جمالت
وصف روي بي مثالت ، كرده دلها را هوايي
در هوايت مرغ جانم ، مي برد تا بي نشانم
خود بيا اي مهربانم ، كن دلم را كيميايي
كيمياي يك نگاهت ، سوي عبد پٌر گناهت
ميكشد دل را به راهت ، چون شهيدان خدايي
هر شهيد كربلايي ، كشته ي دشت بلايي
با تو دارد آشنايي ، در رهت گشته فدايي
سر به زانويت گذارد ، در كنارت جان سپارد
خون پاكش شكوه دارد ، يبن الزهرا كي مياي
******
معبودا دوستان مرا از بهترين دوستان خودت قرار ده و به همگيشان سلامتي
، نيك بختي و عاقبت بخيري عنايت فرما .
فرج مهدي فاطمه(س) را برسان و موانع فرجش برطرف فرما .
بيماران ، جانبازان را شفاي عاجل عنايت فرما .
پدر و مادر از ما راضي و خوشنود بدار و گذشتگانمان را قرين رحمتت فرما.
در دنيا زيارت اهل بيت(س) و در آخرت شفاعتشان را نصيب ما گردان .
توفيق ساده زيستن ، صادق گفتن ، ريا نكردن و محبت كردن به ديكران را نصيب ما بگردان .
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا صاحب الزمان ( عج)

دلم ز جمله خوبان تو را گرفتار است
اسير حُسن تو ام ور نه يار بسيار است
مرا طواف كعبه چه حاجت كه چهار ديوار است
طواف كعبه ي من ديدن رخ يار است
اگر نشستن با من براي تو عار است
بيا به باغ و ببين ، همنشين گل خار است
***********
نغمه ي پانزده :
بي رنگ و بويت اي گل ، گل رنگ و بو ندارد
من عاشق تو هستم ، اين گفتگو ندارد
گرد ملال و هجران در آب ديده شويم
الحق كه جز در اين آب دل شستشو ندارد
بي اشك حسرت تو هرگز مباد چشمي
اين اشك اگر نباشد ، كس آبرو ندارد
اي جلوه گاه قرآن ، اي چلچراغ ايمان
حيف است برد نامت ، هركس وضو ندارد
جز بازتاب نورت ، نوري در اين جهان نيست
زيرا چراغ هستي ، غير از تو سو ندارد
اي رشته ي خودائي ، در تار و پود عالم
خلقت ز تو جدائي ، يك تار مو ندارد
اي نوح ملك ايمان ، تنها توئي نگهبان
زيرا كه كشتي دل ، در گل فرو ندارد
حب تو نور رضوان ، بقض تو نار نيران
ديگر به روز محشر ، اين گفتگو ندارد
راه وصال بستي ، با ديگران نشستي
رو كن به هر كه خواهي ، گل پشت و رو ندارد
جهت تعجيل در امر فرج امام زمانمان ، شفاي عاجل بيماران ، جانبازان و آمورزش گذشتگانمان و رفع گرافتاري هايمان دست دعا برداشته و خدا را به معصوميت اهل بيت قسم داده تا حاجاتمان را بر آورده نمايد.
بسم الله الرحمن الرحيم
عاشقان عيدتان مبارك باد.
الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر
خدا بزرگ است خدا بزرگ است نيست معبودي جز خدا و خدا بزرگ است
الله اكبر ولله الحمد الحمد لله علي ما هداينا
خدا بزرگ است و براي خداست حمد و ستايش و براي خدايي كه مارا راهنمايي كرد
وله الشكر علي ما اولينا
و شكر خدا بر آنچه بما بخشود
آري دوستان عزيز حضرت حق منت نهاد و ما را بر سفره رحمت لا يتناهي خويش ميهمان گردانيد تا هر بنده اي به قدر بضاعتش ازآن متنعم گردد ، خدا را بر اين بزرگي شاكريم و بر آستانش سجده شكر بر زمين مينهيم كه به ما توفيق روزه داري و بندگي عطا نمود و جمله ما را در كنار خوبانش ميزباني كرد تا به نفس و اعمال نيكويشان ما را نيز پاك گرداند تا عاشقانه پرستشش كنيم و انشا الله پرونده اعمال نيكوي ما كه جز رضاي حق در آن نباشد به امضاي ولي نعمتمان حضرت صاحب الامر مزين گردد و با شكوفه خنده حضرتش پرونده هايمان را منقوش به خط زيبايشان نموده باشند .
خدايا بحق خوبانت و بحق ماه رمضان الكريمت از ما بگذر و گذشتگانمان را قرين رحمتت گردان و بيمارانمان را شفاي عاجل عنايت فرما و ما را تا رمضاني ديگر زنده بدار و توفيق بندگي صادقانه و درك با معرفت اين ماه عظيم را به ما عنايت كن و قلب نازنين امام زمانمان را از ما راضي و خشنود گردان و اين عيد سعيد را عيد تحول و دوستي با خود و خوبانت قرارده .
بهشت دل حضور يار باشد جمال حضرت دلدار باشد
بدون او نميبينم صفائي اگر چه دامن دلدار باشد
*****************
دل من آن زمان آرام گيرد كه روزي از لبانش كام گيرد
نهد سر بر در ميخا نه عشق به بزم باده نوشان جام گيرد
*****************
نگاهش مي شكافد عمق جان را دهد پرواز در عالم روان را
دو چشمان سياه دل فريبش به ابرو مي كشد تير و كمان را
*****************
به گلشن قامت دلدار ديدم به گل رنگ جمال يار ديدم
دل ديوانه ام ديوانه تر شد كه چشمش نرگس بيمار ديدم
سروده : سيد حسين مرعشي
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحيم

ليلته القدر خير من الف شهر
ايام نزول قرآن كريم و شبهاي قدر ، شب دوستي ، شب محبت ، شب مغفرت و شب استجابت دعا دلهايمان را روانه ي كوفه كنيم و با بزرگ داشت شبهاي قدر در ماتم اول مظلوم عالم ، سيل خون از ديدگان آلوديمان جاري كنيم تا مورد رحمت و مغفرت حق تعالي قرار گيريم . انشاء الله
***************
شهادت مولا علي (ع)
وقت افطار و اذان سفره ديگه وا نميشه
طبيبها بهم ميگن بابات مداوا نميشه
هر كسي يه گوشه اي امن يجيب ميخونه
نذر روزه ميكنم اگر بابم بمونه
دست و پام مي لرزه و دلم داره شور ميزنه
نفساي آخره وقت وصيت كردنه
حالا كه برا شفا دست دعا بر ميدارم
قنوت شكسته مادر رو يادم ميارم
نصف جونم مي كنه چرا چشات تار ميبينه
انگاري به جاي من باز در و ديوار ميبينه
بقض سنگينت چرا با ناله ها وا نميشه
ميدوني براي دختر هيچ كي بابا نميشه
دست تو مي لرزه و دلم كبابه بابا جون
هنوزم رو دست تو جاي طنابه بابا جون
تا سحر روضه برات با چشمهاي تر ميگيرم
خون پيشونيتو با چادر مادر ميگيرم
يادته روزهايی كه به قلب خسته نيش زدند
همگي آومدنو خونمونو آتيش زدن
********
زمزمه:
چرا تو بيقراري بابا حيدر(2)
منو تنها نذاري بابا حيدر(2)
تو شاه عالميني بابا حيدر(2)
اميد زينبيني بابا حيدر(2)
دلم به غم اسيره بابا حيدر(2)
بي تو زينب ميميره بابا حيدر(2)
فقط توئي تو يارم بابا حيدر(2)
ديگه بابا ندارم بابا حيدر(2)
امان از اين زمونه بابا حيدر(2)
دل من پر ز خونه بابا حيدر(2)
*********
دونه دونه اشك زينب مي چكه براي بابا
لباس سياه ميپوشه براي عزاي بابا
از درو ديوار كوفه صداي گريه رسيده
آخه كوفه مثل حيدر هيچ كي رو غريب نديده
حيدر شفا گرفته كوفه عزا گرفته
با ناله ي يا حيدر امشب صدا گرفته
**
كوفه ديد كه نيمه شب روي دست دوتا آقا
با تمام غربتش شد تشيع جنازه مولا
لا اله الا الله دوباره ميگفتن آروم
كوفه شد مدينه و باز دفن مخفي يه مظلوم
رخت سياه به تن بود خونين دل حسن بود
گريه كن سر قبر ارباب بي كفن بود
***********
اگر چه ناله اي داغ دار دارم من ز داغ هجر تو بر سر شرار دارم من
شبي كه ياد تو در خاطرم گل افشاند هزار خرمن گل در كنار دارم من
توئي بهشت من و تا تو با مني اي دوست دگر به روضه رضوان چه كار دارم من
***************
يارب چه بسي جرم و گناهم ديدي رسوائي من به رحمتت پوشيدي
اميد من است و بخشش روز جزا جز درگه تو نيست مرا اميدي
***************
يارب چو حساب كارم آغاز كني واي من اگر گناهم ابراز كني
خود دانم و تو چه معصيت ها كردم بيچاره شوم چو مشت من باز كني
***************
امشب شب قدر است و من قدري ندارم بحر دل آلوده ي خود بيقرارم
امشب شب قدر است و يك دنيا فقيرم بيمارم و محتاج و در غفلت اسيرم
من آمدم با كوله بار ، بار زشتم تا رنگ زهرائي بگيرد سرنوشتم
اي كاش ميمردم شب قدرت نبينم من باعث درد نگاري مهجبينم
چون نامه اعمال من بيند سحر گاه بر حالت آلوده من ميكشد آه
امشب بيا و كار دل را چاره بنما مكتوب اعمال بدم را پاره بنما
رزق من امشب بهتر از صد سال گردد گر يوسف زهرا ز من خوشحال گردد
گر او بخواهد بنده تو ميشوم من گر او نخواهد راه غفلت ميروم من
امشب بيا و آرزويم را روا كن او را به ياد ما ، تو مشغول دعا كن
با كوهي از حاجت به در گاهت نشستم در ليلة القدر علي دل بر تو بستم
***************
السلام عليك يا امير المومنين
دست حق حيدر كرار علي شير حق حجت دادار علي
مخزن و معدن اسرار علي سيد و سرور و سالار علي
جان به قربان جمالت مولا كي رسم من به وصالت مولا
چه بگويم كه جه ها كرد عدو آتش كينه به پا كرد عدو
اي خدا شيعه دلش محزون است از غم عشق علي مجنون است
اين همان ماتم عظمي باشد سحر آخر مولا باشد
ميزبان زينب كبري باشد او نوازش گر بابا باشد
زير لب زمزمه دارد زينب كه دگر آخر كار است امشب
تا علي گشت برون از خانه عالمي شد ز غمش غمخانه
شد علي شمع و همه پروانه خيل مرغان ز پي اش مستانه
مي سرودند به صد آه و نوا مرو امشب تو مسجد مولا
مسجد كوفه پر از غوغا شد گوئيا روز جزا بر پا شد
سند قتل علي امضاء شد پر ز اندوه دل زهرا شد
تا كه آمد ز شهادت خبرش بست تكبير نماز سحرش
حيدر از تيغ جفا شد بيتاب رفت از هوش ميان محراب
رنگ خورشيد علي شد مهتاب چهره اش در يم خون گشت خضاب
ضربه تيغ اگر كاري بود ذكر مولا به لبش جاري بود
*****************
دگر شوق خداي خويش دارم ز داغ فاطمه دل ريش داريم
مگير اي ميخ شالم را كه عمري من از مسمار در تشويش دارم
حسين جان زير بازويم رها كن براي طاقت زينب دعا كن
بگو برگشت مهمانت ز مسجد ز رويم خون پيشاني جدا كن
*****************
من مانده ام تنهاي تنهاي خسته شدم ديگر ز دست شهر غمها
واي شهر غمها
چشم انتظار تيغ دشمن( مانده ام من ، مانده ام من)
آيات مرگم را خدايا ( خوانده ام من ، خو.انده ام من )
------------
در آخرين صوت اذانم بر روي گل دسته چكيد اشك روانم
اي مهربانم
گفتم خدايا خسته هستم ( راحتم كن ، راحتم كن )
از دست اين مردم شكستم ( راحتم كن ، راحتم كن )
------------
چشم انتظارم ابن ملجم با تيغ خود آيد زند بر روي فرقم
روي فرقم
شمشير قاتل در غزايم ( گريه كرده ، گريه كرده )
محراب و منبر هم برايم ( گريه كرده گريه كرده )
------------
هم فرق من امشب شكسته هم بين خانه ام دل زينب شكسته
واي دل شكسته
راهي براي او بجوئيد ( تا نميرد ، تا نميرد )
آهسته با زينب بگوئيد ( تا نميرد ، تا نميرد )
*************************
بيائيد با اين اشعار رسيده دلهايمان را صادقانه با حضرت دوست پيوند زده و در شب هاي بي پدري ايتام دلهايمان را روانه ي مسجد كوفه كرده و با حسنين و زينبين در سوگ مولاي مظلومان امير مومنان حضرت علي (ع) خون بگرييم و در اين گريستن شهدا ، امام الشهدا ، بيماران ، گرفتاران ، حاجت مندان ، گذشتگانمان را فراموش نكنيم .
خدايا در اين شبهاي عزيز پرونده جرم ما را به مظلوميت اول مظلوم عالم ناديده گير و از گناهانمان درگذر و توفيق شيعه واقعي مولا بودن را به ما عنايت فرما تا بتوانيم رضاي تو و رضاي امام زمانمان را فراهم نمائيم .
آمين يا رب العالمين
التماس دعا
السلام عليک يا اهل بيت نبوه (س)
ولادت با سعادت محور ماه صيام
امام حســـن مجتبي (ع) مبارکباد
بر چهره ي آئينه ي سرمد صلوات بر نور دل علي و احمد (ص) صلوات
در عيد ولادت حسن (ع) بفرستيد بر نو گل خوش بوي محمد(ص) صلوات
****************
خورشيــد حريم اهل بيت است حســـن مجموع شميم اهل بيت است حسن
امشب تو از او هر آنچه خواهي بطلب زيرا که کريم اهل بيت است حسن
***************
من مدحت شاه انس و جان مي گويم از نيمه ي ماه رمضان مي گويم
ميـــــــلاد امام مجتبـــــي را تبريک بر محضر صاحب الزمان مي گويم
**************
آن شب که رَخت جلوه به گلزار نمود از شوق ، علي سجده به دادار نمود
جان بخش ترين روزه ي عمر خود را با بوســـــه اي از لب تو افطار نمود
**************
حسنم ياسمن زهرايم اختر نيمه شب طا ها يم
ساقي باده ي کوثر هستم به خدا سايه ي حيدر هستم
به شب غمزدگان ماه منم به امام شهدا شاه منم
من به گلزار ولايت ياسم ذکر هر صبح و شب عباسم
غزل ناب کتاب عشقم به خدا من مِي باب عشقم
حَرَم عشق وصفا خانه ي من خوب رويان همه ديوانه ي من
ساقي جام الستم به خدا کوثر فاطمه هستم به خدا
من کريم ابن کريمم حسنم من رحيم ابن رحيمم حسنم
مهرباني گل گلزار من است عشق مجنون و گرفتار من است
لطف ازمرحمتم ممنون است ليلي از حسن رخم مجنون است
گرچه هستم به همه درد طبيب هستم از کينه ي ايام غريب
مهر از باغ دلم بي تاب است شاهد غربت من مهتاب است
نيست آگاه کسي از حالم از چه هر شام و سحر مي نالم
سوخت از داغ شقايق دل من غصه ي کوچه شده قاتل من
عزيزان و مهربانان درايام دهه ي مغفرت دعا براي فرج امام زمان ، آمرزش اموات ، شهدا ، امام شهدا
سلامتي بيماران و رفع گرفتاري گرفتاران ، فراموش نشود.
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
یا واسع المغفره اغفرلی
به نام خداوند بخشنده ی مهربان ای آمرزنده ی گسترده بیامرز مرا
الحمدلله الذی اکرمنا بک ایها الشهر المبارک
سپاس خدای راکه گرامی داشت مارا به تو ای ماه مبارک( پیامبر اعظم (ص) )
از وجـــودم شــراره می ریزد رحمت همچون ستاره می ریزد
رمضان است و حضرت باری شهد عشق در پیــــاله می ریزد
اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القران
خدایا ای پروردگار ماه رمضان که نازل کردی در آن قرآن را
وافترضت علی عبادک فیه صیام صل علی محمدٍ و ال محمد
و واجب کردی بر بندگانت در آن روزه را درود فرست بر محمد و آل محمد (ص)
وارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام
و روزی فرما حج خانه ی محترمت را در این سال و در هر سال
واغفرلی تلک الذنوب العظام فا نه لا یغفرها غیرک یا رحمن یا علام
و بیامرز مرا از آن گناه بزرگی که نیامرزد آنها را کسی جز تو ، ای بخشاینده ، ای بسیار دانا
** فرازی از ادعیه ی روزهای ماه مبارک **
یا عدتی فی کربتی ویا صاحبی فی شدتی
ای ذخیره ام در گرفتاریم و ای یار من در سختیم
ویا ولییّ فی نعمتی و یا غایتی فی رغبتی
و ســـــــر پرستم در نعمتــــم و ای نهایت اشتیاقم
انت السّاتر عورتیوالموَمن روعتی
تویی پوشنده ی زشتیهای من و آرامش بخش هراس من
والمقیل عثرتی فا غفرلی خطیئتی
و در گذر از لغزشم پس بیامرز برایم خطا یم را
******
شعرروزهای آخر شعبان و عدم دیدار یوسف زهرا
ماه شعبان رفت و آن محبوب بی همتا نیامد
ماه دیگر آمدو آن ماه خـوش سیمــا نیامد
سالهـا شد دل به شوق دیدن رویش روانه
خسته شد این دل ولی آن دلبر دلهــا نیامد
جان من در انتظار آن مسیحا دم برون شد
از برای زنده کردن یک دم ازعیسی نیامد
کور شد چشمان یعقوب دلم ازهجررویش
بر شفــای چشــم دل یک پیرهن اما نیامد
تشنگان دیدنش چشــم انتظار جام وصلش
لیکن آن ساقی مستان با مِیّ و صهبا نیامد
داغ هجرانش بسوزانده تمام عاشـــقان را
آن طبیب خسته حالان بر شفای ما نــیامد
جــان به لب آمدز دوری نگار ما ولیــکن
یادگار آل طـــاهــــا یوسف زهــرا نیــامد
نغمه ها 10
*******************
***سلام بر بهار قرآن و سلام بر ماه رحمت و غفران***
رمضان آمد و من در سحرش بی حالــم
از پریشانی احـــوال خودم می نالــــــــم
رمضان آمد و در بحر گنه غــوطه ورم
در دل شام سیـــه چشم براه سحـــــــــرم
رمضان آمدوحق درب کرامت وا کــــرد
لیک این نفــس بد اندیش مرا رســـوا کرد
من هنوز غافلم از اینکه خدا خوانده مــرا
تا که بیــدار شـــوم رفتــه دگر ماه خــــدا
آه ازاین دل که مرا بی کس وبیچاره نمود
بیــن این شهــر مرا مانده و آواره نمـــود
آه از این دل که غمش نیست جدایی ازتو
نشنــود هیــچ نـوایــی و صــدایی از تــو
آه از این دل که مرا خــانه خــرابم کرده
بس گــنه کرده ز شــرمنــدگی آبم کــرده
آه از این دل که مرا عاشـق جانان نکنــد
یادی از خاطره ی خون شهیـــــدان نکن
نَفــس من بر گنـه و مفــسده عادت کرده
از سر خویش برون فکر شهــادت کرده
در منــاجاتم اگــر اشــک پدیدار شــــود
خواب می آید واین دیده ی من تار شـود
*******************
***مناجات به زبان ساده***
ای مهربونه مهربون ، من اومدم دل بی قــرار
می خوام بیام آشتی کنم ، گناهاموبه روم نیـــار
ای همه جودوبخشش و، ای همه رحمت وکرم
جز توکسی روندارم ، ردم کنی کجـــــــــا برم
من می دونم مهربونی،حال منوخوب می دونی
بااین همه مهربونی ، هیچ کسی رونمی رونی
غـرق گنـــاهم ای خدا ، بده پنـــاهم ای خـــــدا
ازروی لطف ورحمتت ، کن یه نگاهم ای خدا
میون این شهـــر گناه ، تواین دیــــار بی کسی
خیلی برام سختــه اگه ، تو هــم به دادم نرسـی
لحظه به لحظه باگناه ، دل داره الفت می گیره
من نمیدونم دیگه کِی ، رنگ عبادت می گیره
حال منــاجات و دعا ، نداره قلبـــم ای خـــــدا
این دل هــر جایی من ، از تو دیگه شده جـــدا
عـبد فــراری شــدم و ، از تو همیشه دور دور
اسیـــــر درد غـفـلتــم ، غـرق تکبـــرو غـرور
کار دل غـافـــل مـن ، کســالت و خواب و بس
دوای دردم ای خـدا ، یه جرعــه ی نابه و بس
ســـاقــــی کوثرت بـــاید ، جــــام ولایتــــم بده
یه گوشــــه چشمی کنــه و ، حال عـبـــادتم بده
تا اینکه قلب من بشــــه ، مست ولای عـلـــوی
لیلـــه ی قـدر من بشــه ، ولایت مرتضــــــوی
فــدای نسل فاطمــــــــه ، تموم عالمیــن بشــــه
خوبه شب قـدر ما هـــم ، نذر امام حسین بشــه
نغمه ی 48
*****************
خوب دوستان گلم در روزها و شبهای بهاری
ماه مبارک رمضان که تمام درهای رحمت خداوندی
به روی بندگان نیاز مندش باز است دعا برای فرج
ولی نعمتمان آقا امام زمان (عج) ، شادی روح مطهر شهدا
و امام شهیدان ، سلامتی و شفای تمامی جانبازان و بیماران
آمرزش اموات خصوصا پدر من حقیر و درک با معرفت ماه مبارک
و دستگیری مستمندان و توجه به سفره های خالی از افطار و سحر فراموش نشود
( خدایا توفیق بندگی خالصانه را نصیب من و رفیقایم بگردان )
آمین یا رب العا لمین .
التماس دعا
السلام علیک یا ابا صالح المهـــــد ی(عج )
ولادت حضرت بقیه الله الاعظم صلوات الله علیه برهمه ی
محبان و منتظران حضرتش مبارک باد
وجود نازنین خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد (ص) آخرین امام برحق وولی مطلق خداوند
درشب جمعه سا ل 255(هـ ) واقع گردید وازاین رواین شب را شب برات آزادی ازآتش
برای افراد زیادی نوشته می شود ،وآن را شب برات ،شب مبارک وشب رحمت گویند.
بر شانه ی مبارک راست آن حضرت نوشته شده
( جاء الحـق و زهــق البـا طـل ان البـا طـل کـا ن ز هــو قــا )
باز از دیار گلهــا عطــر گـــلا ب آمد از چشمه سار رحمت بوی شراب آمد
باز اشک شوق ازچشم با اضطراب آمد درروز نیمه ی ماه یک آفتـــاب آمد
***************
خوب است ما هم مثل باران حس بگیریم هــر شب سراغی ازگل نرگس بگیریم
***************
گلـزار جنـان گلان بی حــد دارد صــد ها گـــل خــوش بــوی معطــردارد
دربین گلان دسته گلی چون مهدی (ع) با خلــق خوش و خوی محمـــــــد دارد
*************
نرجس که جما ل دین و تقوا دارد مرآت خداوند تعــــــــــــــا لی دارد
فرخنده بود مقدم مهـــــدی او را یک دسته گل از گلشـــن زهرا دارد
**************
ای که ازروز ازل سینه ی ما جای تو شد نقش آئینـه ی دل طلعت زیبای تـو شد
سرو بستان سرتعظیم به پای تونهاد بسکه شرمنده ی آن قا مت رعنای تـوشد
ماه کنعان که بودشهره ی شهرعشاق با همه حسن خـداداده زلیخـای تـوشد
ازغم هجرتوهم صحبت گل شد بلبل ناله ازدل زد وهـردم به تمنای تــوشـد
کوس رسوائی ما چون سربازار زدند هرکه شد با خبرازوصف تو شیدای توشد
***************
جام هجــــران دلم سر ریز شـد از می حـب ولا لبــــــــریز شـــــــد
مست از صهبــــای ناب کـوثری ذکر خواندم ذکرهای حیــــــــــدری
تا که مستی با دلم د مســـاز شد راه سیـــــــــرم سوی حق آغاز شد
آن زمان کردم سلامی سـوی رب یک ســـوا لی کردم از شور و تعب
پاسخی آمد دلـــم شد منجلـــــــی زین سبب کـــردم دلم را صیقلــــــی
چشم دل را باز کردم سوی فرش بی امان شور و شعف آمد ز عرش
نا گهان بانگی عظیم آمد به گوش جمله موجودات در جوش و خروش
این نــدای گــاه هم عهــدی بـــود البشــــــا رت مولــــد مهــــــدی بود
او گــل گلخــانه ی یــزدان بــــود ساقی میخـــــانه ی شعبــــــــان بود
صــورت پیغمبـــریش را ببیـــــن نعـــرهای حیـــــــدریش را ببیـــــــن
او به سبـــــزی جمـال مجتباست رنگ و بویش چون حسین خون خداست
منتقم بر آل طـــا ها (س) آمــده شیعیــــا ن مهــــــدی زهــــرا (س) آمده
****************
فروغ بخش شب انتظــار آمدنیست رفیـق آمد نیست عشـــق آمدنیست
به خاک کوچه ی دیدارآب می پا شند بخوان ترانه بزن کف که یارآمدنیست
ببین چگونه قناری زشوق می لـــرزد متــرس ازشب یلدا ، بهارآمدنیست
صدای شیهه ی رخش ظهورمی شنوم خبر دهیــد به یاران سوار آمدنیست
***************
این دهــــر کهن جوانیش آمـــده است سر چشمه ی زندگانیش آمــده است
نخلی که به کربلا نشانده است حسین(ع) مهدی (عج) پی آبیاریش آمده است
دوستان بسیار عزیز و گرانقدر این شبها شب استجابت دعا است بیائید دست نیاز
بسوی خا لق بی نیاز گشودهو فرج امام زمانمان را بخواهیم ، جانبازان ، شهدا و
امام شهیدان را فراموش نکنیم ، بیماران ، گرفتاران ونیازمندان را مد نظرقراردهیم
وتمام کسانی که به نحوی در این پست سهیم هستند را خصوصا آقا زاده ی جناب کلامی
و پدرومادرآقای بابایی شعرای اهل بیت عصمت و طهارت را که در جوار رحمت حق
آرمیده اند برایشان طلب مغفرت وآمرزش کنیم ضمنا پدر و مادر خود تون وبنده حقیررا
هم فراموش نکنید .
برای رفع موانع فرج گل نرگس صلوات .
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
ای لحظه ی سبز دعا ،سفره ی دل را برایت می گشایم و با باران دیدگان و دستان پر قنوتم پلی از جنس عشق و امید به سویت می زنم ودر پناه سجاده ام آرزو می کنم که از خزان و حقارت نفس بد خواه برهانی ، بهار نگاه و شکوفه ی تبسمت را عطا یم فرماییو به صداقت و بیداری در اطاعت خویش پایدارم گردانی . ( آمین یا رب العا لمین )
ای پنهان ز دیدگان آلوده ام ، تو را در شبنم اشکهایم جستجو می کنم و در روٌیا هایم با پاره ابر های سپید ، بر سرخی گونه هایت بوسه می زنم و سر شار از ترنم ترانه ی نمازتو را می خوانم تا مرا دلی ساده و آسمانی ببخشایی و قلبم را پر از آفتاب مهربانی گردانی و رنگین کمان خنده ی موٌ منان را عطایم فرمایی . ( آمین یا رب العا لمین )
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد عطــــــــــر نفس بقیــــــــــــهَ الله آمد
با جلوه ی سجاد و ابوالفضل و حسین یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
میلاد با سعادت سلطان عشق حضرت سید الشهدا (ع) و روز پا سدار امیر عشق حضرت عباس
ابن علی (ع) و روز جانباز و پور عشق حضرت سید السا جد ین بر تمام محبان مبارکباد .
قا ل الله تعا لی
فرمود خدای تعا لی
جعلت حسیناَ خازن و حی ( حسین را مخزن وحی خود قرار دادم )
و اکرمتهٌ با لشهاده ( و او را به شهادت بزرگ داشتم )
و ختمتٌ له با لسعا ده ( و امر او را به سعادت پایان بخشیدم )
فهو افضل من استشهد ( پس او برترین کسی است که به شهادت می رسد )
و ارفع الشهداء درجه ً ( و والا مر تبه ترین شهیدان است )
تا بال و پر عشق به جانم دادند در وادی عاشقان مکانم دادند
گفتم که کجاست کعبه ی اهل ولا در گاه حسین (ع) را نشانم داد ند
دوستان گلم دیشب نا خواسته چشمم به تکه ای از یک روزنامه ی قدیمی افتاد که درآن از پرندگان
زخم خورده ی دوران هشت سال دفاع مقدس نوشته بود ، آری خوب تشخیص دادید ازجا نبازان
عزیز که به حق یا دگارا ن با ارزشی برای این مرز و بوم بشمار می روند به پاس قدردانی از زحمات این عزیزان سبز ترین صلوات ها را نذر شفایشان کنیم . حال چه نوشته بود ؟
رفتم به یکی از بیمارستانهای تهران . کاش بودی و می دیدی چطور گاهی سنگهای ساکت و صبور
هم از دردی که می کشند به سنگ های غلطان بدل می شوند.
شیمیایی ها که وقتی ما به قول مارک تواین هنوز پا هایمان آنقدر کشیده نشده بود که بال هایمان کوتاه و کوتاهتر شود ...رفته بودند برای این خاک آسمانی جنگیده بودند ، رفته بودند شناسنامه هایشان را دست کاری کرده بودند که یعنی من سنم به جبهه رفتن رسیده ، چکمه هایم را بدهید تا بجنگم برای دین خدا و این پرچم سه رنگ و محبوب... ، آنجا بودند .
هق هق سینه ی یک شیمیایی را تو تا حا لا شنیدی ؟ تو تا حالا در خانه ی یکی از اینها به مهمانی رفته ای ببینی چطور مرد خانه هر جا می رود باید یک کپسول 20 کیلویی اکسیژن را هم با خودش از این گوشه به آن گوشه بکشد؟!
یادت هست تو اصلا آن روزهای آژیر قرمز و ضد هوایی و بی برقی و ترس از اینکه مبادا الان خانه با خاک یکسان شود...
رفته بودم بیمارستان اما دست خالی بودم تقریبا سر زدم به عزیزانی که هر سال به عیادتشان می روم خودم به چشم خویش می بینم یکی یکی کم می شوند ...دردشان تمام می شود. من می گویم شاید بد نباشد هر چند باری که چه می دانم به بچه محل ها یمان سر می زنیم ، می رویم مسجد یا با بچه های دانشگاه جمع می شویم و خوشیم یا چه میدانم یا کافی نت و کافی شاپ و هزار و یک جور به قول خودمان عشق و حال دیگر سر گرمیم ... یک سری هم هراز چند ی به آنها بزنیم .
اینکه یک لبخند بنشانی روی لبهای نازنینی که همه ی جانش را نثار جان تو کرده و حا لا فقط اندک زمانی میهمان این دنیاست انتظار زیادی است ؟!
گیرم بعضی ها خواب باشند . گیرم برای پیدا کردن یک مویرگ بر جسته غیرت در وجود آن بعضی ها باید ساعت ها جست و جو کرد ، گیرم که جانباز ساکت است و صبور ، پس " ما "
کجا هستیم ؟! برادر و خواهرم .
هر گل خوشبو که گل یاس نیست هر چه تلاٌ لو کند الماس نیست
ماه زیاد است و برادر بسی هیچ یکی حضرت عبـاس نیست
قصید ه ی اشکنامه که یکی از دوستان زحمت کشیده تقدیم می شود
قطر ه های اشک را جو هر کنید تا که دفتر را پر از گوهر کنید
اشک یعنی یک نگاه بی کلام اشک یعنی بر تو از این دل سلام
اشک یعنی خالصی در هر عمل اشک یعنی نیت اما بی خلل
اشک یعنی علم یعنی فن و زوق اشک یعنی بیت بیت شعر شوق
اشک یعنی جنگ ، جنگ تن به تن اشک یعنی یک نزاع جان و تن
اشک یعنی جانشین جسم و روح اشک یعنی فاتح فتح الفتوح
اشک یعنی ناوک دل سوی عقل اشک یعنی کوچ دل از کوی عقل
اشک یعنی از مژه تیر آختن اشک یعنی خویش بی خود ساختن
اشک فارغ گشتن ازماومن است غسل احیا ، روی تابوت تن است
اشک را کی دردل دل،منزل است قطره های اشک هر یا صد دل است
اشک یعنی دل همه پا بست چشم اشک یعنی بخشش اندر دست چشم
اشک یعنی خواهش پرالتماس کشتن خواهش گر بد اقتباس
اشک پیکاریست اما بی نبرد هدیه ی نفس است پیش پای قد
اشک یعنی شب پی بیدار گر اشک یعنی جرم خود اقرار گر
اشک یعنی یک طواف دور دل اشک یعنی کریه ها از جور دل
اشک شمشیرازنیام چشم هاست باده ی گلگون ز جام چشم هاست
اشک زانبوه نمک دٌرسفتن است رمز هجران را به چشمان گفتن است
اشک تندیس صفا از موم چشم اشک آواز دل از حلقوم چشم
اشک را دریاب تاج شاهی است اشک خود سوزی ودیگرخواهی است
اشک یعنی جستجوی نام و ننگ عکس شیرین کندن اندر قلب سنگ
اشک یک دریاچه ی خاکستری اشک یعنی اوج بی بال و پری
اشک یعنی موج را راکب شدن قطره بودن بحر را طالب شدن
اشک یعنی راز در حال نیاز اشک یعنی سر به کیف و سر فراز
اشک یعنی زاری از درد فراق اشک یعنی درد خواهی ز اشتیاق
اشک یعنی از فراق افروختن اشک یعنی خا موشی در سوختن
اشک یعنی آزمون در خط وصل قوطه ور با چشم اندر شط وصل
اشک یعنی سیل باران خیال اشک یعنی چشم در راه وصال
اشک یعنی اقتدار ما و او اشک یعنی غمزه ای از هر دو سو
اشک یعنی وحی درمرآت چشم اشک یعنی خواندن آیات چشم
اشک یعنی توبه ی فرقان عشق آیه هایش منجلی در جان عشق
اشک جنجالیست اما در سکوت آیه ی نمناک هنگام قنـــــوت
اشک بنیان سازسوزوسازهاست اشک راز خفته در آوازهاست
اشک میدارد همیشه پاس عشق اشک باشد چون گلاب یاس عشق
عشق چون رنگ سیاهی رابشست شستشو را از زلال اشک جست
عشق یعنی زندگانی با امید اشک باشد بر گنه کاران نوید
اشک یعنی ناله ی بیتاب می اشک یعنی قطره های ناب می
اشک آئین شراب انداختن خون دل ها خورده اما ساختن
اشک یعنی ساقی جام وجود اشک یعنی مستی اندر تار و پود
اشک لوحی در ستورش آدرس تا بیابی خانه ی فریاد رس
اشک کار فطروس پر سوخته است دیده ی نمناک بر در دوخته است
شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است
اشک چون دارو ندارش اشک اوست پس نیفشاند به جز در پای دوست
اشک اشکش را بیندازد به پیش تا کند سرمایه ی فردای خویش
اشک شیعه سینه را سینا کند چشم تاریخ زمن بینـــــا کند
شیعه داده بهر مجنون هدیه ها کرده بر آن راٌس پر خون گریه ها
شیعه تا دروازه ی کوفه روان او دویده با سر و اشک روان
اشک شیعه مرده احیا می کند تا دلش یادی ز زهرا(س) می کند
اشک شیعه آبشاری از جگر بسکه می جوشد ز درد میخ در
اشک و خون از چشم شیعه توئمان از جسارتهای آن نا مردمان
زندگی از بهر شیعه مردن است تا بیاد آن طناب و گردن است
آبرنگ شیعه باشد اشک او زین سبب نقاش دارد رشک او
شیعه نقاش است اما بی قلم می کشد عکس دو دست و یک عَلَم
گرتوهستی شیعه و داری تواشک تا قیامت گریه کن بر چشم مشک
تاکه دستت گیرد آن بی دست مست غیر از این درگاه را بردار دست
شیعه ی بی اشک گنج بی دَُرّ است سفره ی رنگینش از خالی پر است
اشک کرده نخل شیعه بارور اشک کرده شیعه را بیدارتر
در این شبهای عزیز دعا از اعماق وجود برای فرج امام عصر( عج) ، جانبازان ، پدر و مادران، بیماران و گرفتاران ، آمرزش اموات ، شهداء و روح ملکوتی امام (ره) فراموش نشود .
التمـــــــــــــــاس دعـــــــــــــــــا
اقرء باسمه ربک الــذی خلـــق
بخوان به نام خدایی که تو را آفرید
الســـــــــــلام علیک یا رســــول الله
عید مبعث پیا مبر اعظم (ص) بر تمام مسلمین جهان مبارک باد
رباعی
برخیز که مبعث رسول الله است
ایام خجسته است و یوم الله است
فرمود خدا که منصب ختم رسل
درشاًن محمد(ص) ابن عبدالله است
***********************
خورشید جمالت از حرا پیدا شـد
با ذکر خدا، لب تو دٌر افشان شد
چون سینه ی تو متن کلام الله است
زمزم به دو لعل لب تو عطشان شد
**********************
برخیز که منجی بشر آمده است
فجر است طلیعه ی ظفر آمده است
چون خاتم انبیاء محمد (ص) آمد
عمر بت و بت خانه به سر آمده است
***********************
از عرش دریچه ای دگر باز شده
منشور کلام وحی آغـــاز شـــده
جبرییل به مصطفی بشارت گوید
از امر خدا رسول ممتاز شده
**********************
احمد(ص) که رسول سرمد لم یزلیست
انوار رخش آینـــه ی رب جلیســـــت
نا خوانده و نانوشته شد بحر علــــوم
استاد کلاس درس زهــــرا و علیست
************************ دوست عزیزم بابایی
شعــــــــــــــــــــــر مبعــــــــــــث
سیاهی بود و ظلم و جور و بیداد
پلیدی ، شیطنت آوا و فــــریــــاد
همه مست از می جام جها لــت
و می کردند به یکدیگر خیا نت
در آن دوران سخت جا هلیت
در آن تاریخ پر غوغا و وحشت
در آن ایام ، قومی بود ماًً مور
نماید دختران را زنده در گور
زرحمت جمله روگردانده بودند
همه سجده به بتها می نمو د ند
خدا را یک به یک انکار کردند
ضعیفان را درون نار کردند
همین قومی که سنگی را حٌبل ساخت
خلیل الله را در آتش انداخت
پس از آن بردگی را کرد رایج
مطیع نفس شد کل حـــــوائج
خداوند حکیم و حی سبحان
نمود اتمام حجت بهر انسان
نویدی را که موسی داد و عیسی
کنم امشب در این عا لم مهیا
تمام انبیاء اندر رکابش
پر جبرییل فرش آستا نش
ز آدم تا به ابراهیم مستش
همه هستی عا لم شد ز هستش
ز من مشتق شده نور وجودش
همه ذرات عا لم در سجو دش
جهان را بهر عشقش ساز کردم
وجودش را به خود دمساز کردم
در آن روزی که شرح راز کردم
زعرش تا مکه راهی باز کردم
یتیمی را که من خود پروریدم
برای عشق بازی آفریدم
زمین را بهر او تزئین نمودم
تمام عرش را آزین نمو د م
یکایک شرح فرع و اصل کردم
برایش طرح امری جزل کردم
بگفتم جمله اسرار جلی را
نمودم هدیه ارکان سخی را
لبش با اسم اعظم صیقلی شد
حرا پر نور از نام علی شد
چو خواند آن ذکر، عالم ملتجی شد
جهان پروانه ی شمع علـــــی شد
ندا آمد ز تو بهتــــــــر ندیدم
تو را با عشق حیدر آ فر ید م
همه انگیزه ام از بعثت این است
فقط حیـــــــدر امیر الموً منین است
تو مهتابی ، تو نوری ، مه جبینی
تمام عشق بر روی زمینی
بود او بر همه عالم سر آمد
ختام انبیاء باشد محمــــد (ص)
دلش دریای بی حدٌ است احمد (ص)
جما ل ذات حق باشد محمد (ص)
دگر عمر بتان پایان رسیده
که امشب صا حب قرآن رسیده
محمد(ص) روح و حیدر(ع) جسم طا ها
سرشتم جسمشان با نام زهرا (س)
خداوندا به ما عیدی عطا کن
نصیب ما همــــــه کرب و بلا کن
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین والائمه المعصومین
التماس دعا
در این شبهای عزیز مریضان را در دعا ها یتان فراموش نکنید
از لطف تمامی دوستانی که در پست قبلی با نظرات خود گل افشانی کردندسپاسگزارم .
هو المحبوب
خطبه ی کلا بیه ی حضرت علی ( ع)
(کلب به معنی سگ)
خوشا به حال کسی که مانند سگان زندگی کند .
در این حیوان 10 صفت است که سزاوار است انسا نها دارای آن صفات با شند.
1- سگ ارزش و اعتباری در میان مردم ندارد.
( این صفت حال بیچارگان و مساکین است)
2- مال و ثروتــــــــــــــی ندارد.
(این صفت وارستگان است )
3- خانه ی معینی ندارد و هر کجا که با شد جای استراحت اوست.
(این صفت متـــــــــو کـــــــلا ن است )
4- اکثر اوقات گرسنـــه است .
( این روش صا لحان است )
5- شبها جز مقدار کمی نمی خوابد .
( این حالت عاشقــــــــان است )
6- رانده می شود و جفـــا می کشد ، چون صا حبش او را بخواند بدون دلتنـــگی و ناراحتی باز می آید .
( این صفت خا شعــــــــــــان و متواضعـــــــــــان است )
7- به هر چیزی که صاحبش به او بدهد راضی است.
( این حالـــت قا نعــــــــان است )
8- بیشتر اوقات ساکت و خا موش است .
( ایــن صفـــت خائفــــــــان است )
9-چون بمیرد از او میراثی باقی نماند .
(این حالــت زاهـــــــدان است )
10- اگر صاحبش او را صد بار بزند و از خانه بیرون کند نمی رود.
( این صفــــت مریـــــــدان است )
** ولادت سلطان عشق و شــرف، امیـرنجـف وروزپــدر**
مبــــارک
در میزنم که سائل این خانه ام کنی
دل با ختم به تو،تا زهمه بیگانه ام کنی
عمری کنار شمع وجود تو گشته ام
تا شعله ای ببخشی و پروانه ام کنی
بنگر چنان خمارم و سر گشته ات شدم
دستم بگیر،تا وارد میخانه ام کنی
اشگم به روی گونه ام سیلاب می شود
ای پیر من مخواه چنین آواره ام کنی
خود را تمام عمربه دیوانگی زدم
تنها به این امید که دیوانه ام کنی
**********************
علــــــــــــــــــی مـــــــــــــــــــــــدد
علی ای آفتاب آسما نها
فروغ و روشنی کهکشان ها
وجودت آسمان آبی عشق
چراغ هر شب مهتابی عشق
در آن روزی که احمد بود تنها
خدا در لا مکان و عرش اعلی
به فکر خلق نیکو دلبری بود
که عالم گیرد از هستی او سود
خداوند جبرئیل را کرد نازل
کشد خطی به روی جمله باطل
خدا جبریل را ما مور کرده
دل بنت اسد پر نور کرده
کنار کعبه آن زن با دلی زار
توسل کرد به ذات حی دادار
که ای محبوب دارم آبرویی
نمایم با تو اینک گفتگویی
تو می دانی که وقت زایمان است
و بیتت بهر من دارالاامان است
گشا در را به رویم ای حبیبم
که من در بیت تو آرام گیرم
به نا گه سنگها از هم جدا شد
ز لطف او وارد بیت خدا شد
بگفت اینجا بهار اندر بهار است
غلط گفتم غلط ،دیدار یار است
همه قدوسیان اندر بر من
شدند محو جمال دلبر من
که ناکه هاتف غیبی ندا کرد
خدا بر فرشیان حیدر عطا کرد
به روی دست مادر هاله ای نور
که بیرون آید ار کعبه چنان حور
همه دیدند رخسار نکو یش
رسول الله آمد روبرویش
گرفت قنداقه را از دست مادر
خدا را شکر کرد آن نیک منظر
به روی دست احمد آن دل آرا
دو دیده باز کرد بر روی مولا
که ای انگیزه ی ایجاد هستی
بخوانم صوت عشق و شور و مستی
یکایک آیه های مومنون خواند
سپس از آیه های کاف و نون خواند
در این دم جبرئیل آمد کنارش
رساند از سوی خالق یک سلامش
که احمد حق برایت جلوه گر شد
جهان در طوف این نیکو پسر شد
خدا فرمود از او بهتر ندیدم
از این رو وجه خود را آفریدم
ز یومن مقدمش دل صیقلی شد
که امشب مولد مولا علی شد
همه ذرات هستی مست نامت
همیشه گوش خلقت بر کلامت
تو مهتابی تو ماهی تو سپیده
زمین بر روی دستت آرمیده
تو خورشیدی دو عالم گرد راهت
گل نور است در باغ نگاهت
تو آن مرهب کش خیبر گشایی
تو دوم گل به گلزار کسایی
تو مر آت خدا روی زمینی
امیری و امیر المو منینی
تویی انگیزه ی ایجاد هستی
یداله فوق ایدیهم تو هستی
تو یا سینی ، تو مشکاتی ، تو مولا
نباشد غیر تو همتای زهرا(س)
تمام عشق را در سینه داری
تو مثل فاطمه آیینه داری
تو شمع و فاطمه پروانه ی تو
و هستی شبنم گلخا نه ی تو
تویی دیبا چه ی دیوان توحید
خدا را می توان در چشم تو دید
*********************
" قطعه ای برای پدرم و تمامی پدرانی که در جوار رحمت حق آرمیده اند "
روزشان مبارک و روح ملکو تیشان شاد.
صبح امروز هوا حالت غمگینی داشت
مثل این بود که لبخند تو در روح پر اندوه غم من می راند
گل سرخی که پس پنجره بود، داشت پژ مرده و پر پر می شد
صبر من ساکت بود ، دوریت می آزرد
و ره خانه ی تو ، در نهان گاه افق ، جلوه ی محو و مه آلودی داشت
کاش می دانستی ، ته این جام پر از می، سخنی خواهد ماند
همجو آواز قناری به نظر می آید
که اگر هم نفسی با من بود
می توانستم پر واز کنم ، بر افق روشن روز
و در آغوش تو آرام شوم من هر روز.
ولادت با سعادت مولا حضرت علی (ع) مبارک باد
هوالطهور به گوش از شراب میشنوم
هوالغفور زبانگ رباب میشنوم
تفاوت است میان شنیدن من و تو
تو بستن درو من فتح باب میشنوم
********************
درخلوت شبانه ی من مقتدا علیست
مسند نشین عدل به عرش خدا علیست
در نغمه های مستی شب تا سحرگهان
ورد زبان و ذکر دلم مرتضی علیست
او شیر حق ، ولی خدا ، دست ایزد است
بحر سخا و کان کرم ذوالعطا علیست
فارق ز خویش گشتم و مست از ولای او
چون بهترین نشانه ی ایزد نما علیست
او مظهر توکل و ایمان به ذات حق
آنکس که نیست از احدیت جدا علیست
کلک قضا بدون علی جوهری نداشت
چون بر قضای حضرت حق اقتضا علیست
او مرشد طریق حق و رهنمای خلق
در خانقاه ، عشق خدا را ، صفا علیست
در شاُن اوست آیه ی تطهیر و انمٌا
مقصود از مباهله و هل اتی علیست
بلغ به ختم رسولان آمد به امر حق
یعنی بگو به خلق شه اولیا علیست
او جان مصطفی است ولی در مزیق حق
مرهب کش زمانه و خیبر گشا علیست
ما روسیاه عالم و اما به فضل حق
خرسند زانکه صاحب بیت القضا علیست
ای دل طواف قبر علی کن که در نجف
رکن و مقام و مرو و سعی و صفا علیست
ما گمرهان به وادی ظلمت فتاده ایم
در اوج نا امیدی ما ملتجا علیست
راهی بجز طریق علی کی روم به میل
اذکار لحظه لحظه ی عمرم علی علیست
************************
سرود ولادت حضرت علی ( ع)
شیعیان باده ی مستی اومده
از سما لنگر هستی اومده
روی دست فاطمه بنت اسد
مظهر خدا پرستی اومده
الله اکبر دَ ور شرف آمد
الله اکبر به دل شعف آمد
الله اکبر شاه نجف آمد
****
از بهاران بوی عصمت آمده
رو زمین مظهر غیرت آمده
عاشقا کف بزنید شادی کنید
ریشه و رکن امامت آمده
الله اکبر سینجلی گویم
الله اکبر راه علی جویم
الله اکبر علی علی گویم
**********
عید میلاد علی مرتضا ست
مجلس مولودیش جه با صفاست
حلقه ی ذکر تمام عاشقان
نام حیدر جلوه ی ذات خداست
الله اکبر ذکر نماز آمد
الله اکبر راز و نیاز آمد
الله اکبر محرم راز آمد
با سلام از تمامی دوستان گلی که در پستهای قبلی اظهار لطف کردند، پیشاپیش ولادت با سعادت امام عاشقان حضرت ابو تراب علی ابن ابیطالب را به تمام شیفتگان حضرتش تبریک عرض می نمایم،دوستانی که در شان و منزلت مولا ویا روز پدر سرودهای دارند ارسال نمایند تا پس از ارزیابی سروده ها به بهترین سروده هدیه ای تقدیم گردد .
السلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع)
مست مستم ساقیا از می نــــاب مستم اما نی از آن جام شـــراب
مستی من مستی میخانه نیست مستی من مستی دیوانگیست
مستی ام نی از خم و پیمانه است از می و از ساغر و میخانه است
عاشقان را کی بود مستی ز می عمر ما در عشق ساقی گشته طی
می ولا و میــــکده دارالــــــــــولا ساقی کوثـــر علــــی مرتضـــــی
کوثرش زهرا و چون ساقی عليست عالم از یومن وجودش منجلیست
حالیا من مست این میخانه ام تشنه ی می از چنین پیمانه ام
تشنه ی یک جرعه آب کوثـــرم عاشق دیدار روی حیــــــــدرم
یا علـــی مستم کن از پیمانه ات تا شوم کلب در میخانه ات
درس مستی را ز طفلی خوانده ام تا ابد زیر لوایـت مانده ام
خارم و گلگار گلــــــزارت منم همچو میثم عاشق زارت منم
ح.ح.گ
تو را چه بخوانم مادر
ميم الف دال ر
مهرباني از دلت ريزد همي
تو براي زخم دلها مرحمي
مي خواهم تصويرت را بكشم.
تصويرت را مادر
اول صورتت را مي كشم.
براي يك قاب
قاب رنج ، يا يك رنج قاب گرفته .
و بعد خطوط نا تمام صورتت را كه النگار مي خواهند قاب را بشكنند.
اما نه ، اينها يادگار لحظه اي هستند كه قلب قاب شكست و فرو ريخت.
چشمهايت را همانند دريا، بسان اقيانوس لايتناهي هميشه متلاطم كه درون آن موج ميزند از مرواريدهاي بي شمار
كه سالهاست خود را به پيكره ي اين ساحل فرسوده مي كوبند نقش مي كنم.
و گونهايت را ، چون ساحلي كه رد پاي خسته از ايام سطح صاف آن را مواج كرده است .
و لبخندت را كه هميشه تاريخ به زندگي ميخندد و زندگي با تو سر ناسازگاري دارد را .
اي قديسه ي آسماني كه بر روي اين كره خاكي متجلي شدي .
وقتي لبخند ميزني خطوط رنج در ساحل لبهايت پهلو ميگيرد و چين و چروك هاي گره خورده بر پيشانيت روايت سالها درد و رنج را به تصوير مي كشد ، كه گويي رنج ، خنده را مي شكند و خنده ، رنج را .
دوران حياتت هميشه به همين منوال بوده است ، رنج خنده و خنده رنج .
و حال گرفتار شده در رنگين كمان رنگها مي خواهم نقاشي تصويرت را رنگ آميزي كنم .
راستي : چشمانت چه رنگي است ، و من هيچ وقت نتوانستم بفهمم .
رنگ چشمانت را كه انگار انعكاس همه ي چيزهايي است كه ميبيني.
و چشمانت هميشه نمناك از باران دلهره و اضطراب است .
و باران رنگي ندارد.
آري چشمانت همرنگ اشك آسمان است كه بر گونه سرد زمين ميريزد.
پس اشكهايت همچون زلال و پاكي چشمه ها هر بار رنگ خاصي دارد .
رنگ شادي ، رنگ غم ، و رنگ بي رنگي .
و گونه هايت ، زرد نيست ، سرخ فام هم نيست ، به رنگ مهتاب است .
مهتابي ، در نهايت سادگي زيبا و بي رنگ .
و انگشتانت كه گويي انتهاي خطوط نا تمام صورتت را نمايان مي نمايد.
اصلا انگار تو مجموعه ي خطوط نا تمام به جاي مانده در تاريخ هستي .
خطوط آرزو به استمرار بودن را در تو ، خشونت بي رحمانه روزگار وحشيانه به اضمحلال كشيد .
فرشته ي ملكوتي ، اي نزول اجلال كرده لاهوتي ( مادر )
توان به اتمام رساندن تصويرت را در خود نمي بينم و و مي گذارم نقاشيت همانند تمام آرزوهايت ناتمام بماند .
در عجبم كه تو ريشه ي كدام واژه ي ناتمامي كه در مقامت مات و مبهوت و درمانده شده ام و قلمم ميلرزد .
در مقابل نقاشيت ايستاده و متحيرانه نگاهت ميكنم و ميگويم : مادر ها چقدر به هم شبيهند .
پس نقاشي را ناتمام و بي رنگ بر بوم خيالم باقي مي گذارم چون تو محبت ، ايثار و تو هميشه بر روي بوم قلب من نقاشي شده هستي .
دوستت دارم ......... دوستت دارم ......... دوستت دارم ......... مادر
R-HSسروده :
منم و پنجره و منظره ي تنهايي منم و فكر تو و خاطره اي رويايي
منم و كوچه مهتابي همراه شدن منم و غرق تماشاي رخ ماه شدن
منم و شور رسيدن به تو و بي تابي منم و جادوي چشمان تو و بي خوابي
من رسيدم به تو افسوس ولي رويا بود منم و پنجره و منظره ي تنهايي
شاعر: م. الله وردی
قايقي ساخته ام
قايقم كاغذي است
غرق دلواپسي است قايق كاغذيم ، بي قرار موج است
با خودش ميگويد ميتوانم آيا ، برسم بر دريا ؟
قايق كاغذي غافل ما
در خيالش دريا ، عشق بي پايان است
او نميداند موج با تمام نرمي دل سنگي دارد
با تمام وسعت قلب تنگي دارد
وصل درمان غم هجران است
قايق كاغذي كوچك ما
با دلي مالامال از محبت از مهر
مي رود تا دريا ، مي رسد بر دريا
وسعت آبي آرام كنون
مي كشد قايق ما را در خود شاد و خندان قايق ميرود
اما واي ! ! ! !
خنده او گزراست
باد مي آيد و طوفاني سخت
باز هم روي سياه سكه
ميزند ضربه امواج به ديواره دل
مي درد قايق را
قايق كوچك ما خنده اي ميكندو ميگويد
وصل درمان غم هجران است
غرق ميبايد شد ، غرق ميبايد شد .
شاعر: م. الله وردی
دوش با لالايي آرام ماه
غرق روياهاي مهتابي شدم
در خيابانهاي پر پيچ خيال
ساكن دنياي بي تابي شدم
در كنار پهن دشت زندگي
سفره ها از عشق حق آكنده بود
در ميان سفره رنگين كمان
يك سبد سيب سخاوت مانده بود
در ميان ساكنان اين زمين
هيچكس غمگين و بي ياور نبود
هر كسي با يك بغل از عاطفه
ديگري را برده مهمان كرده بود
در ميان مردمان اين ديار
واژه ي نفرت دگر معني نداشت
در درون قلبهاي شيشه اي
جز لطافت هيچكس بذري نكاشت
شاعر: م . الله وردی
راهی کار شدم .
من بدیدم در راه پسر گریانی !
و از او پرسیدم که چرا نالان است ؟
پسرک گریان گفت : مادرش بیجان است .
من غافل بخودم آمدم آن لحظه دمی
که چسان عمر گذشت ؟
کودکی رفت به بازی و نشاط
غافل از مبهمی مرگ و حیات
غرق در این افکار من از او دور شدم
تا که دیدم در راه دختر زیبائی
و از او پرسیدم :
زندگی یعنی چه ؟
دختر زیبا روی غرق در شادی و شور
خنده ای کرد و بگفت :
زندگی یعنی عشق
مات و مبهوت شدم
زندگی یعنی عشق ؟؟؟؟
دور گشتم از او .
تا که دیدم در راه پینه دوزی تنها
پیش او رفتم و من پرسیدم :
زندگی یعنی چه ؟
پیر مرد خوش روی رو به من کرد و بگفت :
زندگی پینه ی دستان من است .
من به او خندیدم و از او دور شدم .
و زنی را دیدم دار قالی میزد
و از او پرسیدم :
زندگی یعنی چه ؟
او نگاهی به من انداخت و گفت :
زندگی نقش امید روی فرش ذهن است
در نهایت دیدم عارفی فرزانه
و از او پرسیدم :
زندگی یعنی چه ؟
عارف فرزانه اینچنین پاسخ داد :
زندگی قهقهه ی چلچله هاست
زندگی پر زدن شپ پره هاست
زندگی وسعت این آبی هاست
زندگی الفت این ماهی هاست
من کنون دانستم
زندگی یعنی چه. زندگی یعنی چه ؟
شاعر: م. الله وردی

