تبليغاتX
شاعر گمنام
شعور و شوق را در جام کردند مرا یک شاعر گمنام کردند

 از لطف تمامی دوستانی که در پست قبلی با نظرات خود گل افشانی کردندسپاسگزارم .            

        

            هو المحبوب

                            

                              خطبه ی کلا بیه ی حضرت علی ( ع)

                                           (کلب به معنی سگ)

 

 

  خوشا به حال کسی که مانند سگان زندگی کند .

 

   در این حیوان 10 صفت است که سزاوار است انسا نها دارای آن صفات با شند.

 

  1-        سگ ارزش و اعتباری در میان مردم ندارد.

( این صفت حال بیچارگان و مساکین است)

 

  2-        مال و ثروتــــــــــــــی ندارد.

(این صفت وارستگان است  )

 

  3-        خانه ی معینی ندارد و هر کجا که با شد جای استراحت اوست.

(این صفت متـــــــــو کـــــــلا ن است )

 

  4-        اکثر اوقات گرسنـــه است .

( این روش صا لحان است )

 

  5-        شبها جز مقدار کمی نمی خوابد .

( این حالت عاشقــــــــان است )

 

   6-        رانده می شود و جفـــا می کشد ، چون صا حبش او را بخواند بدون دلتنـــگی و ناراحتی باز می آید .

( این صفت خا شعــــــــــــان و متواضعـــــــــــان است )

 

   7-        به هر چیزی که صاحبش به او بدهد راضی است.

( این حالـــت قا نعــــــــان است )

 

  8-  بیشتر اوقات ساکت و خا موش است .

( ایــن صفـــت خائفــــــــان است )

 

   9-چون بمیرد از او میراثی باقی نماند .

(این حالــت زاهـــــــدان است  )

 

 10- اگر صاحبش او را صد بار بزند و از خانه بیرون کند نمی رود.

       ( این صفــــت مریـــــــدان است )

 

حال انصــاف دهید و قضــاوت کنید چند صفـــت از این حیـــوان در ما انسانــها یافت می شود .
نگارش در تاريخ یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط الف - ا ی و ا ن ک ی (شاعر گمنام) |

** ولادت سلطان عشق و شــرف، امیـرنجـف وروزپــدر**

مبــــارک

 

در میزنم که سائل این خانه ام کنی

دل با ختم به تو،تا زهمه بیگانه ام کنی

عمری کنار شمع وجود تو گشته ام

تا شعله ای ببخشی و پروانه ام کنی

بنگر چنان خمارم و سر گشته ات شدم

دستم بگیر،تا وارد میخانه ام کنی

اشگم به روی گونه ام سیلاب می شود

ای پیر من مخواه چنین آواره ام کنی

خود را تمام عمربه دیوانگی زدم

تنها به این امید که دیوانه ام کنی

 

**********************

علــــــــــــــــــی مـــــــــــــــــــــــدد

علی ای آفتاب آسما نها

فروغ و روشنی کهکشان ها

وجودت آسمان آبی عشق

چراغ هر شب مهتابی عشق

در آن روزی که احمد بود تنها

خدا در لا مکان و عرش اعلی

به فکر خلق نیکو دلبری بود

که عالم گیرد از هستی او سود

خداوند جبرئیل را کرد نازل

کشد خطی به روی جمله باطل

خدا جبریل را ما مور کرده

دل بنت اسد پر نور کرده

کنار کعبه آن زن با دلی زار

توسل کرد به ذات حی دادار

که ای محبوب دارم آبرویی

نمایم با تو اینک گفتگویی

تو می دانی که وقت زایمان است

و بیتت بهر من دارالاامان است

گشا در را به رویم ای حبیبم

که من در بیت تو آرام گیرم

به نا گه سنگها از هم جدا شد

ز لطف او وارد بیت خدا شد

بگفت اینجا بهار اندر بهار است

غلط گفتم غلط ،دیدار یار است

همه قدوسیان اندر بر من

شدند محو جمال دلبر من

که ناکه هاتف غیبی ندا کرد

خدا بر فرشیان حیدر عطا کرد

به روی دست مادر هاله ای نور

که بیرون آید ار کعبه چنان حور

همه دیدند رخسار نکو یش

رسول الله آمد روبرویش

گرفت قنداقه را از دست مادر

خدا را شکر کرد آن نیک منظر

به روی دست احمد آن دل آرا

دو دیده باز کرد بر روی مولا

که ای انگیزه ی ایجاد هستی

بخوانم صوت عشق و شور و مستی

یکایک آیه های مومنون خواند

سپس از آیه های کاف و نون خواند

در این دم جبرئیل آمد کنارش

رساند از سوی خالق یک سلامش

که احمد حق برایت جلوه گر شد

جهان در طوف این نیکو پسر شد

خدا فرمود از او بهتر ندیدم

از این رو وجه خود را آفریدم

ز یومن مقدمش دل صیقلی شد

که امشب مولد مولا علی شد

همه ذرات هستی مست نامت

همیشه گوش خلقت بر کلامت

تو مهتابی تو ماهی تو سپیده

زمین بر روی دستت آرمیده

تو خورشیدی دو عالم گرد راهت

گل نور است در باغ نگاهت

تو آن مرهب کش خیبر گشایی

تو دوم گل به گلزار کسایی

تو مر آت خدا روی زمینی

امیری و امیر المو منینی

تویی انگیزه ی ایجاد هستی

یداله فوق ایدیهم تو هستی

تو یا سینی ، تو مشکاتی ، تو مولا

نباشد غیر تو همتای زهرا(س)

تمام عشق را در سینه داری

تو مثل فاطمه آیینه داری

تو شمع و فاطمه پروانه ی تو

و هستی شبنم گلخا نه ی تو

تویی دیبا چه ی دیوان توحید

خدا را می توان در چشم تو دید

 

*********************

 

" قطعه ای برای پدرم و تمامی پدرانی که در جوار رحمت حق آرمیده اند "

روزشان مبارک و روح ملکو تیشان شاد.

 

صبح امروز هوا حالت غمگینی داشت

مثل این بود که لبخند تو در روح پر اندوه غم من می راند

گل سرخی که پس پنجره بود، داشت پژ مرده و پر پر می شد

صبر من ساکت بود ، دوریت می آزرد

و ره خانه ی تو ، در نهان گاه افق ، جلوه ی محو و مه آلودی داشت

کاش می دانستی ، ته این جام پر از می، سخنی خواهد ماند

همجو آواز قناری به نظر می آید

که اگر هم نفسی با من بود

می توانستم پر واز کنم ، بر افق روشن روز

و در آغوش تو آرام شوم من هر روز.

 

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 توسط الف - ا ی و ا ن ک ی (شاعر گمنام) |

ولادت با سعادت مولا حضرت علی (ع) مبارک باد

 

 

هوالطهور به گوش از شراب میشنوم

هوالغفور زبانگ رباب میشنوم

تفاوت است میان شنیدن من و تو

تو بستن درو من فتح باب میشنوم

********************

درخلوت شبانه ی من مقتدا علیست

مسند نشین عدل به عرش خدا علیست

در نغمه های مستی شب تا سحرگهان

ورد زبان و ذکر دلم مرتضی علیست

او شیر حق ، ولی خدا ، دست ایزد است

بحر سخا و کان کرم ذوالعطا علیست

فارق ز خویش گشتم و مست از ولای او

چون بهترین نشانه ی ایزد نما علیست

او مظهر توکل و ایمان به ذات حق

آنکس که نیست از احدیت جدا علیست

کلک قضا بدون علی جوهری نداشت

چون بر قضای حضرت حق اقتضا علیست

او مرشد طریق حق و رهنمای خلق

در خانقاه ، عشق خدا را ، صفا علیست

در شاُن اوست آیه ی تطهیر و انمٌا

مقصود از مباهله و هل اتی علیست

بلغ به ختم رسولان آمد به امر حق

یعنی بگو به خلق شه اولیا علیست

او جان مصطفی است ولی در مزیق حق

مرهب کش زمانه و خیبر گشا علیست

ما روسیاه عالم و اما به فضل حق

خرسند زانکه صاحب بیت القضا علیست

ای دل طواف قبر علی کن که در نجف

رکن و مقام و مرو و سعی و صفا علیست

ما گمرهان به وادی ظلمت فتاده ایم

در اوج نا امیدی ما ملتجا علیست

راهی بجز طریق علی کی روم به میل

اذکار لحظه لحظه ی عمرم علی علیست

************************

سرود ولادت حضرت علی ( ع)

 

شیعیان        باده ی مستی اومده

از سما        لنگر هستی اومده

روی دست فاطمه بنت اسد

مظهر خدا پرستی اومده

الله اکبر   دَ ور شرف آمد

الله اکبر    به دل شعف آمد

الله اکبر    شاه نجف آمد

          ****

از بهاران   بوی عصمت آمده

رو زمین     مظهر غیرت آمده

عاشقا  کف بزنید شادی کنید

ریشه و رکن امامت آمده

الله اکبر    سینجلی گویم

الله اکبر    راه علی جویم

الله اکبر    علی علی گویم

       **********

عید میلاد علی مرتضا ست

مجلس مولودیش جه با صفاست

حلقه ی ذکر تمام عاشقان

نام حیدر جلوه ی ذات خداست

الله اکبر     ذکر نماز آمد

الله اکبر     راز و نیاز آمد

الله اکبر      محرم راز آمد

 

نگارش در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 توسط الف - ا ی و ا ن ک ی (شاعر گمنام) |

با سلام از تمامی دوستان گلی که در پستهای قبلی اظهار لطف کردند، پیشاپیش ولادت با سعادت امام عاشقان حضرت ابو تراب علی ابن ابیطالب را به تمام شیفتگان حضرتش تبریک عرض می نمایم،دوستانی که در شان و منزلت مولا ویا روز پدر سرودهای دارند ارسال نمایند تا پس از ارزیابی سروده ها به بهترین سروده هدیه ای تقدیم گردد .

السلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع)

مست مستم ساقیا از می نــــاب                   مستم اما نی از آن جام شـــراب

مستی من مستی میخانه نیست                   مستی من مستی دیوانگیست

مستی ام نی از خم و پیمانه است                 از می و از ساغر و میخانه است

عاشقان را کی بود مستی ز می                    عمر ما در عشق ساقی گشته طی

می ولا و میــــکده دارالــــــــــولا                   ساقی کوثـــر علــــی مرتضـــــی

کوثرش زهرا و چون ساقی عليست         عالم از یومن وجودش منجلیست

حالیا من مست این میخانه ام                         تشنه ی می از چنین پیمانه ام

تشنه ی یک جرعه آب کوثـــرم                       عاشق دیدار روی حیــــــــدرم

یا علـــی مستم کن از پیمانه ات                  تا شوم کلب در میخانه ات

درس مستی را ز طفلی خوانده ام                 تا ابد زیر لوایـت مانده ام

خارم و گلگار گلــــــزارت منم                         همچو میثم عاشق زارت منم

 

                                                                                  ح.ح.گ

نگارش در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1387 توسط الف - ا ی و ا ن ک ی (شاعر گمنام) |
درباره وبلاگ

این وبلاگ در روز تولد اسوه صبر و مقاومت حضرت زینب (س) متولد گردید .
لینک کردن این وبلاگ بلامانع میباشد .
اشعار دریافتی به نام فرستنده ثبت و نمایش داده خواهد شد .


the wise man is who loves and reveres GOD ( فرزانه كسي است كه خدا را دوست مي دارد و او را مي ستايد.* Question* )


پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ