X
تبلیغات
شاعر گمنام

شاعر گمنام

شعور و شوق را در جام کردند مرا یک شاعر گمنام کردند

 

ali

 

این سروده ی بسیار زیبا شاهکاری از دوست بسیار عزیزم و شاگرد شایسته ی شادروان حاج محمد رضا آغاسی

( محمد زمان گلدسته ) است

     «نمک نشناس»


بسم رب العشق، آغاز سخن

السلام ای يوسف بی پيرهن

 

السلام ای سومين مولای ما

ای تو هم مجنون و هم ليلای ما

 

عسقت آتش می زند در سينه ها

با تو روشن می شود آيينه ها

 

شير مادر با غمت آميخته

در دل از روز تولد ريخته

 

ای عجين گرديده باجانم؛ حسين!

می نويسم از تو می خوانم... حسين!

 

قصه از عشق  و جنون آغاز شد

از كنار "شهر خون" آغاز شد

 

خون و آتش موج می زد هر طرف

آمدند  از راه  ــ ياران ــ صف به صف

 

روی در روی هم آمد خير و شر

كربلا تكرار شد بار دگر

كربلا جاری ست بر روي زمين

"كل ارض كربلا" يعنی همين

 

كربلا جاری ست در طول زمان

كربلا يعني نبردی جاودان

 

كربلا يعنی سرافرازی، غرور

عزت و مردانگی، عشق و شعور

 

كربلا يعنی عطش، يعنی گذشت

كربلا... "فتح المبين" ، "والفجر هشت"


ای برادرهای ايمانی،  سلام!

با شمايم!  نور چشمان امام!

 

يادتان هست آسمان دلتنگ بود؟

آری آری؛ جنگ بود و جنگ بود

 

بر دهان انگشت حيرت بود، جنگ

آزمايشگاه غيرت بود، جنگ

 

هر كه در دل شور ديگر داشت، رفت

عاشقی را خوب باور داشت، رفت

 

رفت تا كاری اباالفضلی كند

رزم و پيكاری اباالفضلی كند

 

بگذرد از خويش، بالاتر رود

بيشتر از پيش، بالاتر رود

 

سيرِ از خود تا خدا دارد شهيد

سر جدا  پيكر جدا دارد شهيد

 

آی مردم! شور عاشوراست  اين

سوز و اشک و آه و واويلاست اين

 

نبض عاشوراست در دست غدير

ما همه مستيم،  سرمست غدير


...


باز تکرار غدیری دیگر است

حیدر ما نیز شیری دیگر است

 

با علی ما فتح خیبر داشتیم

فتنه را از پیش و رو برداشتیم

 

با علی مصداق "جاء الحق" شدیم

مست، از آن باده ی مطلق شدیم

 

راه حق همواره راهی ایمن است

هر کجا خورشید باشد روشن است

 

استخوان در چشم و خاری در گلوست

فتنه های دیگری در پیش و روست

 

عده ای از حال خود غافل شدند

از کمینگاه "احد" غافل شدند

 

بر غنیمت ها که چنگ انداختند

باختند این امتحان را باختند

 

در گناه آلوده٬ دلاکی شدند

هتگ حرمت کرده٬ هتاکی شدند

 

هر که با ایشان دو روزی بود٬ سوخت

غرق جهل و کینه توزی بود٬ سوخت

 

هر که بر این سفره ی رنگین نشست

شاخه ای خشکیده شد آخر شکست

 

خویش را از چاله ای در چاه کرد

چوب لای چرخ خلق الله کرد

 

دست برمیدارم اینک از دهان

همچنین تاکید دارم همچنان:

 

باختید این امتحان را باختید

پیش پای خویش سنگ انداختید

 

لاجرم این جاده دست انداز شد

یک مسیر انحرافی باز شد

 

یک طرف نیرنگ عمروعاص ها

یک طرف اما سکوت خاص ها

 

هر دو بی رحمانه بر ما تاختند

قلب مولا را به درد انداختند

 

یا علی ای مقتدای خاص و عام

یا علی ای حجتت بر ما تمام

 

عده ای راه از تو کج کردند باز

با تو نه... با خویش لج کردند باز

 

از نفس افتاده در رخوت شدند

تا اسیر قدرت و ثروت شدند

 

خواب یا بیدار٬ خرخر می کنند

مهدویت را تمسخر می کنند

 

شمع بیت المال می شوزد هنوز

کیست آنکس کیسه می دوزد هنوز؟!

 

کیست آنکس غافل است از حال خویش

می رود تا مرگ٬ استقبال خویش

 

کیسه می دوزند ثروتمندها

پایشان درگیر قید و بندها

 

بند قدرت بند شهوت بند مال

گشته دور گردن ایشان وبال

 

بود از اول چهره هاشان در نقاب

دست حق برداشت از ایشان حجاب

 

دستشان رو گشت و  وا شد مشتشان

خورد بر خاک عدالت پشتشان

 

وای بر آنان که پیمان بشکنند

هم نمک خورده نمکدان بشکنند

 

حوریانِ دیو سیرت کیستند؟

این خواص بی بصیرت کیستند؟

 

خام چون طفل دبستانی شدند

غرق در خواب زمستانی شدند

  

کیستند اینان؟ علی را منکرند

هم ولایت هم ولی را منکرند

 

کیستند این نارفیفان، کیستند؟

ظاهرا از ما و... با ما نیستند

 

شهوت قدرت به دل گر ریشه کرد

کی خدا را می شود اندیشه کرد؟

 

آه، ای ناباوران خیره سر!

ای کج اندیشان از خود بی خبر!

 

قطره قطره جمع شد گر جمعتان

آب شد دریا به دریا شمعتان

 

از درون پاشیده تا از هم شدید

«شیر بی یال و دم و اشکم» شدید

  

گر که حزب الله یاری کرده تان

ذیل بودید و به صدر آورده تان

 

گر بسیجی ها به میدان آمدند

مردم از هر قشر هم پیمان شدند

 

جمله از مهر ولایت بود و بس

نه شما نه دیگران نه هیچکس!

 

خلق با امر ولی شد یارتان

تا گره را باز کرد از کارتان

 

تا شما اینگونه قدرت یافتید

وای من! روی از علی برتافتید

 

زخم خورد از تیغ تان احساس ها

شرمتان باد ای نمک نشناس ها

 

قلب مولا را نشاید خون کنید

پنبه را از گوش خود بیرون کنید

  

جز ولایت راه دیگر باطل است

هر که زین ره دور شد پا در گل است

 

یا علی! صفین را تکرار کن

چشم خواب آلوده را بیدار کن

 

باز کن پیوند این شالوده را

مشت این قوم ریا آلوده را

 

جاده را هر چند شد صعب العبور

باز کن هموار کن بهر عبور

 

یا علی چشم دو عالم مست توست

شاکلید قفل ها در دست توست

 

یا علی! مستان سلامت می کنند

امر فرمایی، قیامت می کنند

 

سرخوش از جام الستت می شوند

خورده و ناخورده مستت می شوند

 

یا علی جان! با تو پیمان بسته ایم

عهد، با شیرازه ی جان بسته ایم

 

با سرانگشتت به جوش آییم ما

مثل طوفان در خروش آییم ما

 

چون تمام مقصد ما مکتب است

راه ما راه حسین و زینب است

 

پس نه جای خوف باشد... والسلام

این دو روز تلخ هم گردد تمام!

 

محمد زمان گلدسته

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 9:34 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

 

 

نوروزتان فرخنده

     زندگي وزن نگاهي است که در خاطر

       ما مي ماند.نوروز جشن نکوداشت دوستی

    هاست پس نوروز بر همه ی دوستان

        فرخنده باد.

 

تقارن عید نوروز با ایام عزای دخت گرامی رسول خدا (ص) حضرت زهرای مرضیه را خدمت همه دلسوختگان و محبین حضرتش تسلیت عرض می نمایم ان شاالله در ظل عنایات حبیبه ی خدا سالی سرشار از سلامتی و شادکامی را پیش روی داشته باشید.

اعظم الله اجورنا و اجورکم یا صاحب الزمان(ع)

  

حاشا که یادمان برود آن روز نیلگون

نوروز هم برای تو خون گریه میکند

×××××××

کِی دست می کشیم ز عزای تو فاطمه

نوروز را مزینِ شال عزا کنیم

×××××××××

نوروز میرسد ولی نو نیست روز ما

ما دل شکستگانِ مادر پهلو شکسته ایم

×××××××

عید نوروز...فاطمیه ..سینه ها رو غم گرفته

سفره ی هفت سین امسال براتو ماتم گرفته

با اجازه میخوام امشب سفره ی هفت سین بچینم

که شاید تو شعله ی شمع دَرِ نیم سوخته ببینم

بالای سفره ی هفت سین میزارم قرآن بسته

آخ بمیرم  یادم اومد مادرم پهلوش شکسته

گوشه ی بالای سفره جای اسپنده و عوده

گل نیلوفر حیدر ، رو میگیره ، روش کبوده

توی رؤیاهام می بینم ، صورت یه مرد خسته

می بینم تو دست اون مرد تکه گوشواره شکسته

چشمای اون مرد خسته به غم عشقش اسیره

هی میگه با چشم گریون الهی زهرام نمیره

بسه دیگه دل پر درد با همه غمها می سازه

رفقا آماده باشید برا تشییع جنازه

 

التماس دعا

 بیماران و جانبازان شیمیایی و مستمندان را فراموش نکنیم

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 13:16 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

 

 

 

با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا را


متلاطم شده دیدند دل دریا را


گل سرخی که می از قطره ی شبنم می زد


مست می کرد ز بوی نفسش صحرا را


چه صفایی چه هوایی چه دلی داشت زمین


شور می داد ز حال خوش خود بالا را


چشم هایی به روی چشم دگر وا شد و بعد


دل مجنون کسی برد دل لیلا را


بین آغوش برادر چقدر آرام است


چقدر ناز ربودست دل بابا را


گوییا بار دگر حضرت پیغمبر دید


عکسی از ماه رخ کودکی زهرا را


زینت خانه ی مهتاب به دنیا آمد


زینب حضرت ارباب به دنیا آمد


چهره اش منعکس از طلعت روی زهراست


عشق بازیش از آن حال و هوایش پیداست


حضرت زینب کبری خودش اقیانوسیست


گرچه چشمان پر از گوهر نابش دریاست


اگر عباس علمدار صف کرب و بلاست


از ازل تا به ابد پرچم زینب بالاست


مادری کرد برای سه امامش زینب


پس ولایت به پرستاری او پا برجاست


سوره ی مریم قرآن نمی از تفسیرش


وسعت روح بزرگش چقدر نا پیداست


بهترین خوبترین خواهر دنیا آمد


حضرت فاطمه ی دیگر دنیا آمد




مسعود اصلانی

نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت 9:26 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |


شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت بر محبان و شیعیان حضرتش

خصوصا حضرت حجت ابن الحسن تعزیت و تسلیت باد


امروز دیگر سامرا مثل یتیمی

امروز دیگر سامرا آقا نداری

در آسمان آفتابی نگاهت

آن گنبدی که داشتی حالا نداری

 

دیروز از بال و پر پروانۀ تو

دیدیم زیر خاک ها خاکسترش را

عیبی ندارد مرقدت گنبد ندارد

جبریل می سازد برایت بهترش را

 

ای کاش در این جا مجالی دست می داد

پای گلوی بی صدای تو بمیرم

یک حجره و یک بستر و یک باغ لاله

خیلی دلم می خواست جای تو بمیرم


با چشم هایی که کبود و تار هستند

روی پسر را بیش از این دیدن محال است

ای تشنه لب با لرزش دستی که داری

آب از لب این ظرف نوشیدن محال است


وقتی لب این کاسۀ پر آب، آقا

بر آستان تشنۀ دندانتان خورد

از شدت برخورد این ظرف سفالی

انگار لب های کبودت خیزران خورد


رسیده

التماس دعا

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 18:18 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

     بعثت خون

 

 

فرا رسیدن ماه حزن اهل بیت (س) را به پیشگاه امام عصر (عج)

   و سینه چاکان سرور و سالار شهیدان تسلیت و تعزیت عرض 

                                      مینمایم .

پیراهن عزای تو جوشن کبیر ماست

ذکر سلام بر تو دعای مجیر ماست

هر کس براین لباس عزا طعنه می زند

فردا برای یک نخ آن هم اسیر ماست

جانم فدای پیرهن تکه تکه اش

آن کشته ی فتاده به هامون امیر ماست

نوحه های محرم که با سبک تو دلمه مادر حاج محمود کریمی سروده شده است .

السلام علیک یا ابا عبدالله

( ورودیه )

 

تو روح عشقی       تویی قرارم

تویی حسین فاطمه    دارو ندارم

وای

ببین هم ماه و هم ستاره

        حسین و هم شیره خواره

امون امون ای دل

وای ( امون امون ایدل 3)

در بین گلها   هم لاله هم یاس

جوان لیلا و دگر   حضرت عباس

وای

دوباره زنجیر و علم

                   کتیبه های محتشم

امون امون ای دل

وای (امون امون ای دل 3)

اول و آخر    فقط حسینه

ارباب بی غسل و کفن   فقط حسینه

وای

بهشتمونه هیئتات

            عشق منه شال عزات

امون امون ای دل

وای ( امون امون ای دل 3)

 

شب دوم( جناب مسلم (ع)  )

میا به کوفه                      کوفیا پستند

به جرم عشق تو حسین       دستم و بستند

وای      به کوفه کس نشد یارم

                      شکر خدا تو را دارم

امون امون ای دل

 وای  ( امون امون ای دل 3)

با لای دارم                   صبروقرارم

خورده گره به کار من         چاره کارم

وای        ز دست کوفه دلگیرم 

                      تو را ندیده می میرم

امون امون ای دل

وای ( امون امون ای دل3)

اشکم به دیده                 خونین دهانم

رفته دگر ز تشنگی          تاب و توانم

وای      ای خامس آل عبا

                   میا کوفه گل زهرا (س)

امون امون ای دل

وای (امون امون ای دل 3)

بین جسم خسته              فرق شکسته

بالای دارم بنگر             با دست بسته

وای      ببین که بر روی بامم

                   به تو بود عرض سلامم

امون امون ای دل

وای ( امون امون ای دل 3)

رآس بریده                   افتد به پایت

کوفه میا کوفه میا             جانم فدایت

وای  بر جبین رنگت می زنند

                       کوفیا سنگت میزنند ..امون ...

 

شب سوم (حضرت رقیه (س) )

تا که لب من            تو رو میخونه

جوابم و چه زود میدن     با تازیونه

وای        پاهام پر از آبله شد

             عزا دارم قافله شد

امون امون ای دل

وای      سیلی خوردن عاتمه

          تو رو دیدن حاجتمه

امون امون ای دل

شب غریبی              سحر نداره

دخترای شامی میگن      پدر نداره

وای        خوش اومدی اینجا پدر

              حالا دیگه منم ببر

امون امون ای دل

بابا رو نیزه           قرآن میخوندی

کاشکی کناردخترت   بابا می موندی

وای            با تو دارم فاصله ها

              از اینجا تا رو نیزه ها

امون امون ای دل

وای  ( امون امون ای دل 3)

وقتی که بابا              میاد کنارم

عمه برام چادربیار    معجر ندارم

وای        صورت نیلی رو نبینه

             اثر سیلی رو نبینه

امون امون ای دل

وای (امون امون ای دل 3)

   شب چهارم ( دو طفلان زینب (س) )

    دو تا دسته گل             برات آوردم

    یه عمریه غصه هاتو   تنهایی خوردم

    وای   

             میشه یه کار برات بکنم

                      بچه هامو فدات بکنم

           امون امون ای دل

    وای ( امون امون ای دل 3)

    هدیه های من          فدایی تو

    خدا نیاره روزای      جایی از تو

    وای     

          اگر چه کم اگر زیادند

                       فدایی طفل ربابند

           امون امون ای دل    

        وای ( امون امون ای دل3)

     ببین که دارم          رازی تو سینه

    همش میاد جلو چشام      داغ مدینه

    وای     

         به زخو دل نمک زدند

                   مادرمو کتک زدند

              امون امون ای دل

       وای ( امون امون ای دل3)

 

 

شب پنجم (عبدالله ابن الحسن (ع))

قتلگاهی پُر             از تیر و شمشیر

عمه و دست کودکی       ز دنیا دلگیر

وای     توی چشماش پُر از ستاره

            بارون غصه می باره

       امون امون ای دل

وای          دارم می میرم از جفا

             عمو تنهاست تو قتلگاه  

     امون امون امون ای دل

جسم عمویم                  روی زمینه

یه بی حیا داره روی      سینش میشینه

وای     دیگه بسه موندن اینجا

         عمو مونده تک و تنها 

 امون امون ..

وای        قتلگه شد پر از ناله

              مادرمون تو گوداله

       امون امون ای دل

سن کم داره             دلش یه دریاس

این یادگار مجتبی          شبیه سقاس

وای    به یاد دست علمدار

      دستشو کرد هدیه به دلدار

     امون امون ای دل

وای   رو سینه ی عمو جون داد

          زیر پای اسبا افتاد

      امون امون ای دل

 

       شب ششم (قاسم ابن الحسن (ع))

     شد گلم پَرپَر             تو این بیابان

     بگو عمو چه ها کند    با غم هجران

     وای       مادرت چشم انتظارت

               خوردم زمین از برایت

            امون امون از دل

     وای    مُسله گردیده پیکر تو

 چه ها کند مادرتو(امون امون ای دل3 )

     مصحف جسمت       ورق ورق شد

     رنگ حسن گونه تو   رنگ شفق شد

     وای         قاسم ای مهربان عمو

                     لب بگشا به گفتگو

     امون امون ای دل

     وای       استخوناتو شکستند

                قلب عمو رو هم خستند

         امون امون ای دل

     خون میچکد از      جسم صد چاکت

     چگونه من خیمه بَرَم      بدن پاکت

     وای     داغ غم تو قاسم من

              شده عمو قاتل من

     امون امون ای دل

     وای    اینقده دست و پا مزن

    فاطمه روصدا مزن امون امون ایدل   وای   ( امون امون ای دل3)

شب هفتم (علی اصغر(ع))

(این نوحه توسط حاج محمود کریمی خوانده شده)

تو دلمه مادر                  راز نهفته

 همش میترسم سرت از نیزه بیافته

وای     ( امون امون ای دل3)

حتی اگه من بمیرم

                    گهواره تو پس میگیرم

وای       جواب خدا رو چی میدن

سر شیرخوارمو بریدن

          امون امون ای دل

ناله میزنم تا     روضه خونت شم

نشد تو آفتاب پسرم  سایه بونت شم

میدونی از چی میسوزم

                      تشنه لبی تو هنوزم

وای           روی چادر مادر تو

              میریزه خون از حنجر تو

    امون امون ای دل

سر عموتو کاش      دیگه نبینم

 آخه خجالت زده      ام البنینم

 وای    رفت برا ت آب بیاره

                     شد بدنش پاره پاره

وای      سرتو به نی پشت سر

               سر عموی آب آوره

            امون امون ای دل

 

 

             شب هشتم (علی اکبر (ع) )

     ای نوجوانم                    آرام جانم

     خیز و نظر نما بر این         قد کمانم

     وای     علی شبهه پیمبر من

            گل لیلا اکبر من   امون امون ای دل

     وای     ببین چشمان پر آبم

             خیز و از جا بده جوابم

     وای   ( امون امون ای دل3)

     ای جوانان از           خیمه بیایید

     دیگر تماشای رخ      اکبر نمایید

     وای      چگونه ای دل  دلاورم

                تو را بَرَم سوی حَرَم

            امون امون ای دل

     وای   زخم های تو بی شماره

              مادرت چشم انتظاره

     امون امون ای دل  وای ...امون ...(3)

     دشمنا بابا             رامو می بندند

     دور تو حلقه زده اند    به ما می خندند

     وای          ای هستی ام لیلا

                   شده جسمت ارباٌ اربا

          امون امون ای دل

     وای      دلم از عشق تو لبریزه

                  بدنت داره می ریزه

      امون امون ای دل

      وای       (امون امون ای دل3)

 

شب نهم (قمربنی هاشم (ع) )

ای میرو سردار         ای یار و غمخوار

ماه بنی هاشمیون       عباس علمدار

وای       سقای اهل حَرَمی

           تو امید آخرمی

امون امون ای دل

وای    حتی اگه تیر بباره

        سقا میره آب میاره

وای   (امون امون ای د ل 3 )

مریزی ای مشک       تو آبرویم

تو رو خدا به باد نده    این آرزویم

وای         این خواهش علمداره

              آب و حفظ کن مشک پاره

امون امون ای دل

وای       (امون امون ای دل 3)

فرق سقارو        کاشکی نبینم

آخه خجالت زده ی   ام البنینم

وای     رفته برام آب بیاره

          بدنش شد پاره پاره

امون امون ای دل

وای     جمع میکنم هست تو رو

          هم علم هم دست تو رو

امون امون ای دل ...وای   ( امون 3)

به خون نشستی        میر سپاهم

فقط تو بودی یا اخا     پشت و پناهم

وای      بغض گریه تو گلومه

خنده بعد تو حرومه

امون امون ای دل    وای   ( امون....3)

کنار دریا          خونی و خسته

عمود آهن سرتو        چه سخت شکسته

وای         اینجا رنگ من پریده

  بوی مادرم پیچیده   امون امون ای دل

وای   (امون امون ای دل 3)

××××××××××

وداع

وقت وداعِ              حسین و زینب

روز همه اهل حَرَم     گشته چنان شب

وای       بریزم اشک پیوسته 

           حسین بار سفر بسته

                       امون امون ای دل

وای               همه بودم همه هستم  

                    شتابان رفتی از دستم

 امون امون ای دل.....وای  (امون3)

بده اجازه                 این دَم آخر

بوسه زنم به حنجرت     بجای مادر

وای            توقف کن گل زهرا

               ببوسم جای خنجر را

امون امون ای دل .....وای (امون 3)

مهر تو در دل          عشق تو حاصل

می بینم رو سینه ی تو    نشسته قاتل

وای           تو با من یار و همدردی

 ز میدان بر نمی گردی    امون امون ..

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 11:53 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

 
 

ولادت با سعادت سلطان عشق حضرت سید الشهدا(ع)

 

                     بر شیفتگان حضرتش مبارک باد

 

  السلام علیک یا ارباب   السلام علیک یا سقا     السلام علیک یا سجاد

 

 سه گل روئید اندر باغ احساس

 

گل سوسن گل لاله گل یاس

 

گل اول که ماه عالمین است

 

عزیز فاطمه نامش حسین است

 

گل دوم نگر غرق است در فضل

 

امید مرتضی نامش ابوالفضل

 

گل سوم گل میعاد باشد

 

امام چهارمین سجاد باشد

******

 بی تو اله نور پرستش نمی شود

رب جلی بدون تو کرنش نمی شود

ای باطن حقایق و اسرار لوکشف

در ذات دین به جز تو سفارش نمی شود

دستی نمیرسد به تو الا مطهرون

بی دست تو تکامل و جوشش نمی شود

عشق حقیقی دل مومن ولای توست

با تو خیال عشق مشوش نمی شود

ای صورت گذشته و آینده دست تو

بی پاسخت ز نزد تو پرسش نمی شود

هر گز پیمبری به مقام پیمبری

بی اشک روضه ی تو پذیرش نمی شود

ای ساقی سبوی شهادت اراده کن

جان را اراده کن که به کوشش نمی شود

آن ساغری که پرده ی پندار می درد

ما را ز خویش تا به سر دار می برد

×××××××××××××××××

ای اتصال نوری ما تا خدا حسین

بی تو نبود خلقت ما کیمیا حسین

ای نور تو امانت اصلاب شامخه

گشتی شهود خلق و عیان شد خدا حسین

دنیا و آخرت به جمالت جلا گرفت

عالم حجاب محض و تو بدر الدجا حسین

روشن تر از درخشش خورشید مشرقین

در جان ماست نور جمال شما حسین

تسلیم عشق ، هول قیامت نمی چشد

ای سایه ی ولای تو تایید ما حسین

بی تو بشر که قابل ذکر و ثنا نبود

تو آمدی و شد گل ما بر ملا حسین

خیل ملک به طینت ما سجده کرد و گفت

مسجود ماست آیه ای از هل اتی حسین

هر جا که هست نور خدا سجده واجب است

آری به پیشگاه خدا سجده واجب است

×××××××××

دل مژده بده مدد ز یزدان آمد

میلاد شریف دین و قرآن آمد

یک روز پس از ولادت رهبر عشق

میلاد وزیر عشق عباس آمد

××××××××

سالیانی بود خالی قاب دل

تا بجویم دلبری را باب دل

دلبری زیبا رخ و قامت بلند

طره ی گیسوی او همچون کمند

مستی ام با دیدنش افزون شود

بی خدایی از دلم بیرون شود

با تمام بی نشانیهای دل

از کجا او را بجویم وای دل

نم نم اشکم چکید از چشم تر

با دلم گفتم که ای خاکت به سر

دیدی آخر ای دل از غصه چاک

آرزویت را بری در زیر خاک

گر چه عمری با غم دل ساختی

عاقبت دلدار خود نشناختی

 تا دلم بشکسته شد اشکم چکید

ناگهان نوری به قلب من رسید

نور نه ماه میان آسمان

نی غلط گفتم ، خورشید زمان

گر چه عمری گشته ام در عالمین

بوده ام غافل من از باب الحسین

هر چه گشتم مثل او در ناس نیست

آی مردم او بجز عباس (ع) نیست

بسته ارکان فلک بر دست او

قدسیان آسمان هم مست او

وسعت چشمان او عرش خدا

هست بین خالق و او رازها

کعبه ی حاجات مردم در زمین

عالمی مست گل ام البنین (س)

از نگاه او به خود لرزد عدو

لشکزی ترسند از چشمان او

نی که این عالم همه احساسی است

مهدی موعود هم عباسی است

 

 

اشعار رسیده

 

التماس دعا

نوشته شده در شنبه سوم تیر 1391ساعت 9:23 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

 

          اقرء باسم ربک الذی خلق

 

عید مبعث بر تمامی شیفتگان حضرت پیامبر اعظم مبارکباد

 

ای آنکه حبیب سرمد یکتایی

محمود و محمدی و بی همتایی

تا هست در این جهان نشان هستی

با فاطمه و علی تو در دلهایی

 

×××××

عید است و خدا جلوه ی دیگر داده

در مبعث عشق ، انیس و یاور داده

تبریک که حق ، امانت مهدی را

بر دست یدالهی رهبر داده

 

×××××××××××××

از ساغر مصطفی صفا می خواهم  

                    "اقرأ اقرأ "من از حرا می خواهم

 ای غنچه ی پر خنده ی هستی ، احمد!   

                      لبخند تو را روز جزا می خواهم

 

 

التماس دعا

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 16:13 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

یا مقلب القلوب والابصار

 

یامدبرالیـــــل و ا نهـــــار

 

 یامحول الحول و الا حوال

 

  حول حالناالی احسن الحال

 

                                                                    پیشاپیش

 

بهار طبیعت ، بهار عشق ، بهار همدلی و یک رنگی ،

بهار نابودی کدورت ها ، بهارشادکامی و بهار عظمت

لایزالی حضرت سبحان بر تمام نوروزیان مبارک باد .

 

*******

********

باغمزه ای روی سیاهم سپید کن

 

دل رابه روز وصل خودت پرامیدکن

 

نوروزمیرسد،ولی نونیست روز ما

 

بنمـــــــاظهوروعید مارا سعیدکن

                                      

                                    ***********

در ظل عنایت تو پیروز شویم



                   ما پیرو عاشقان دیروز شویم



با حفظ اصالت و مرام و سنت



                میزبان صفای عید نوروز شویم


 

                                          ************

 

                روزگــارم بی رُخت دلگیر شد

 

                عیــــد آمد عطر گل تکثیر شد

 

                ندبه ها کردم ز هجــران شما

 

                ای گل نرگس ظهورت دیرشد

 

                         ***********

 

به گوش بلبل شیـــــدا نوید است

 

             که وقت مِی گساری پای بید است

 

الا ای میخوران آمـــــــــاده باشید

            

               که نوروز آمدهاین هفته عید است


                            *******


آخرین جمعه سال است بیا تازه شویم

                                     در تجلی مروت همه آوازه شویم

یاد آن کس که در این عید ندارد عیدی

                            دست در دست چنان مردم آزاده شویم


*********


آخرین جمعه شد و درد دلم چاره نشد
                              هیچ کس هم نفس مردم بیچاره نشد
همدلی ها کجا رفت, چرا سنگ شدیم ؟
                         آبرومند فقیر دیده و صد رنگ شدیم !!!
یادمان نیست کجا بوده کجا آمده ایم ؟
                          تا بدین جا همه با چون و چرا آمده ایم
یادمان هست که همسایه ی ما هست فقیر
                             از بد حادثه در فقر کنون گشته اسیر
یک زن پیر که گویند همه طاغوتیست
                           دیده ام من عملش را به خدا یاقوتیست
بگذریم قصه چو کوتاه بُوَد با اثر است
                           شب عید آمدو از شرم پدردربدر است
دوستان محض خداوند گل و اندیشه
                                   دستگیری ز فقیران بنمائیم پیشه
تا که ایام به کام همه گلشید شود
                              عیدمان با همه زیبایی خود عید شود

 

 نوروز در روايات 

۱. آداب نوروز

«روى المعلى بن‏خنيس عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النيروز:

واذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب

باطيب طيبك و تكون صائماذلك اليوم ...

معلى بن‏خنيس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مى‏گويد:

هنگام نوروز غسل‏كن، پاكيزه‏ترين لباس‏هايت را بپوش به خوشبوترين

 چيزها خود را خوشبو نما و در آن‏روز، روزه باش.در دنباله روايت،

 دستور چهار ركعت نماز و سجده شكر و دعاى مخصوص در اين روزذكر

 شده است.»

اين حديث مورد استناد بسيارى از فقها براى استحباب غسل و روزه

ونماز در روز نوروزقرار گرفته است. صاحب وسايل اين روايت را دو سه

مورد نقل‏كرده است. صاحب جواهرالكلام، همين روايت را از مصباح و

 مختص آن نقل كرده و مستنداستحباب اين اعمال در روز نوروز

دانسته است. و مرحوم علامه مجلسى در زادالمعادمى‏فرمايد:

به اسناد معتبره از معلى بن‏خنيس كه از خواص حضرت

امام صادق(ع) بوده (اين‏روايت) منقول است.

2. روز پيمان با خدا

علامه مجلسى مى‏گويد: در بعضى از كتب معتبره ديدم كه:

معلى بن‏خنيس مى‏گويد: روز عيدى خدمت امام صادق(ع) رفتم.

پرسيد: اين روزرامى‏شناسى؟ گفتم: روزى است كه عجم آن را بزرگ

مى‏شمرند و در آن به يكديگر هديه‏مى‏دهند. حضرت فرمود:

قسم به بيت عتيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت

موضوعى قديمىكه براى توتفسير مى‏كنم ...نوروز، روزى است كه

 خداوند از بندگان پيمان گرفت و آن اولين‏روزى است كه خورشيد كرد.

 و بادها وزيدن گرفت، كشتى نوح(ع) بر كوه «جودى‏» قرارگرفت و

 خداوند كسانى را كه از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پيامبر

اسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با على(ع) به عنوان امارت مؤمنين

بيعت كنند...و هيچ روزى نوروز نيست مگر اينكه در آن روز انتظار فرج داريم،

زيرا نوروز ازروزهاى ما و روزهاى شيعيان ماست، عجم آن را حفظ كرد و

 شما آن را تضييع نموديد...»

احمد بن‏فهد در كتاب مهذب البارع نظير اين روايت را آورده است 

3. روز ولايت 

«معلى بن‏خنيس عن الصادق(ع): ان يوم النيروز هو اليوم الذى اخذفيه

 النبى(ص) لاميرالمؤمنين(ع) العهد بغدير خم فاقروا له بالولايه فطوبى

 لمن ثبت‏عليها و الويل لمن نكثها...

نوروز روزى است كه پيامبر(ص) از مردم براى اميرمومنان(ع) پيمان ولايت

 گرفت ومردم آن را پذيرفتند، خوش به حال كسى كه بر آن پيمان ثابت‏

بماند، واى بر كسىكه‏آن عهد را بشكند...»

4. برآورده شدن نياز

مفضل بن‏عمر مى‏گويد: امام صادق(ع)در ضمن خبرى طولانى فرمود:

 خداوند به حزقيل وحى فرمود يا حزقيل، اين روز شريف وبا ارزش بزرگى

 است نزد من، و قسم خورده‏ام كه كسى در اين روز، نيازى از من طلب

‏نكند، مگر آنكه برآورده سازم و آن روز نوروز است...

5. هر روز نوروز

«و اتى على(ع) بهديه النيروز فقال عليه السلام: ما هذا؟

قالوا: يا اميرالمؤمنين اليوم النيروز، فقال عليه السلام، اصنعوا لنا

كل يوم‏نيروزا.

براى على(ع) هديه نوروزى آوردند، حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند:

 اى اميرمومنان‏امروز نوروز است، فرمود: هر روز را براى ما نوروز بسازيد.»

6. هديه نوروزى

ابراهيم كرخى مى‏گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم، در باره مرد

ثروتمندى كهروزمهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مى‏دهند ولى او در

عوض احسانى نمى‏كند.

امام‏عليهم السلام فرمود: آيا آنها اهل نماز هستند؟

گفتم: آرى.

فرمود: هديه آنها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابل‏براى آنها هديه‏اى بفرستد...

منبع: ماهنامه كوثر

 

بارالها سال جدید را بر تمام ایرانیا ن سالی پر از

خیر و برکت و نیکویی قرار بده و ما را شکر گذار

نعمت هایت بگردان .و هیچ عزیزی را شرمنده ی 

خانواده مگردان .



آمین یا رب العالمین

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 11:7 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

عرض تسلیت و تعذیت

به مناسبت ایام 28 صفر شهادت رسول خاتم(ص) , امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع)

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

ندیده عاشقت شدم  , نمیدونم چی میشه
میخوام یه شب ببینمت , بهم نگو نمیشه
ندیدمت این غصه کم نیست  .... دوست دارم دست خودم نیست
شب تا سحر پشت درِ , میخونتم به مولا
حرف حساب یه کلومه , دیونتم به مولا
کنار تو صحبت غم نیست......دوست دارم دست خودم نیست
تو کوچه باغ دل من چرا یه شب نمیای
خودت منو صدا زدی حالا میگی نمیخوای
نگو دلم برات حَرَم نیست.....دوست دارم دست خودم نیست
بزار که نو کرت بشم که نوکرات و عشقه
میشه یه روز بهت بگم آقا صفاتو عشقه
وقتی بیای غصه و غم نیست .... دوست دارم دست خودم نیست

***************************
السلام علیک یا رسول الله یا رحمت العالمین
 
یکی بود یکی نبود , زیر این هفت آسمون
تومدینه باغی داشت , باغبونی مهربون
گل یاس باغبون ,دل ز ماسوا می برد
دل ماسوا که هیچ ,او دل ازخدا می برد
باغبون وجودشو ,پای این گل می گذاشت
پر میزد دورو برش , چشم ازش بر نمی داشت
اما از جور فلک , دل آسمون تپید
خوش های گل یاس , دیگه خاتمه رسید
از فراق باغبون ,دلِ ماسوا شکست
غرقِ شبنم گل یاس, چشم باغبون رو بست
کینه های گل چینا , حرمت گل رو شکست
سوی باغ و سوی گل , اومدند هیزم به دست
برای چیدن گل , همه با داس اومدند
باغبون خاک نشده , جمله خناس اومدند
همه پشت به پشت هم , آدمای ناسپاس
به خدا داس نمیخواست , چیدن یک گل یاس
*****************************
یا امام حسن مددی

تابوت بود بارش باران کینه بود
تا بود , داغ دل و زخم سینه بود
ای مردِ در بقیع چه مظلوم مانده ای
مثل تو در تمامی عالم کسی نبود
****************************
دیگه راحت میشم امشب , از نگاه در دیوار
نمیشه طعنه نسیبم , میون کوچه و بازار
زینبم راحت شدم از , دیدن قاتل مادر
ناسزا نمیشنوم من , دیگه از بالای منبر
گر چه از شرار کینه , خسته دل ز پا نشستم
من شهید ضرب سیلی , من شهید کوچه هستم
کوچه ها برام عذابه, مدینه قاتل جونم
کاشکی زودتر جون بدم من , خسته از اهل زمونم
*******************************
یا امام رضا مددی

از داغ زهر پیر هنم آتش گرفته است
گویی تمام بسترم آتش گرفته است
تر میکند لبان مرا کودکم ولی
از تشنگی , لب ترم آتش گرفته است
پا میکشم به خاک و نفس میزنم ز درد
جانم ز آه آخرم آتش گرفته است
اینجا کبوتران به غمم گریه میکنند
از بال و پر زدن , پَرم آتش گرفته است
امشب تمام حجره ی من کر بلا شده
یک جرعه آب , حنجرم آتش گرفته است
امشب دوباره خیمه ی آتش گرفته را
میبینم و سراسرم آتش گرفته است
سر ها به روی نیزه و سرنیزه ها به تن
وز شعله باغ پرپرم آتش گرفته است
فریاد دختری ز دل خیمه میرسد
عمه کمک که معجرم آتش گرفته است

التماس دعا

نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 13:48 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

محرم حسینی

 

           بعثت خون

 

            امان از دل زینب (س)

 

حلول ماه حزن و اندوه اهل بیت عصمت و طهارت بر عموم

عاشقان حسینی تسلیت باد


نوحه حضرت مسلم (ع) به سبک دامنکشان رفتی (حاج محمود کریمی )

در کوفه شد تنها  سفیر حسینی

                                            دارد به لب هر دَم عجب شور وشینی

میا کوفه کوفیان همه خارند

                                   به سیم و زد ای مولا گرفتارند 

کوفه شده دار بلا .... حسین جان نیا

                                        کشته شوی تو ز جفا .... حسین جان نیا 


                                      ××××××××

سر تا سر کوفه غم غربت من

                                       نامردیه این قوم شده حیرت من 

بیا بر گرد زین ره ای طبیب من

                                         میا کوفه ای تنها حبیب من 

تو را به جان مادرت .....حسین جان نیا

                                    به اشک چشم خواهرت ...حسین جان نیا 


                                 ××××××××××


اینجا شده جسمم پُر از تیر و دشنه

                                        شش ماهه و اکبر شوند کشته تشنه  

تو را جان عباس و علی اکبر

                                           میا کوفه ارباب ای گل حیدر  

به جان عون و جعفرت....حسین جان نیا

                                       جان سه ساله دخترت....حسین جان نیا 

        

دو دمه های محرم ازشب اول تادهم ( سبک ای وای حاج محمود)

محرم

محرم مَهِ هجران ......همه شیعیان نالان

چه ماه غم افزایی....... ای وای ای وای

*******

شده ماه تنهایی....... دلم گشته شیدایی

عجب شور و آوایی...... ای وای ای وای

( ورودیه)

شده خیمه ها بر پا.... بنالد ز دل زهرا (س)

شده خون همه دلها...... ای وای ای وای

*******

شده روزم همچون شب ..... امان از دل زینب

در این دشت ماریه ........ ای وای ای وای

********

حضرت مسلم (ع)

ببین بر سر دارم..... به عشقت گرفتارم

زهجر تو بیمارم ..... ای وای ای وای

*******

میا کوفه ای دلبر...... گلا نت شوند پر پر

شود زینبت مضطر....... ای وای ای وای

*******

حضرت رقیه (س)

ببین کنج ویرانم ...... بیا راحت جانم

پدر بی تو حیرانم ....... ای وای ای وای

********

من و چشم خونبارم ...... بیا ای کس و کارم

شده وقت دیدارم ....... ای وای ای وای

*********

دو طفلان زینب (س)

دو گل بهرت آوردم ........ غریبی تو دردم

حسین دور تو گردم ........ ای وای ای وای

********

گلانم فدای تو ....... حسین رو نمای تو

بمیرم برای ......... تو ای وای ای وای

عبدالله ابن حسن (ع)

به عشق تو دل بستم ....... جدا شد عمو دستم

ز دنیا دگر رستم ........ ای وای ای وای

*******

به عشق توام مایل ........ کنم دست خود حائل

روم پیش بابا یم .......... ای وای ای وای

قاسم ابن الحسن (ع) این سروده مربوط به اینجانب نیست

حَرَم مجتبا یی شد ......... حسن کربلایی شد

چه سرو دل آرایی ........ ای وای ای وای

********

گلم قتلگاه تو شده ........ حجله گاه تو

چه شمشاد زیبایی ........ ای وای ای وای

حضرت علی اصغر (ع)

گل شیره خواره من ......... علی جان قرار من

تلظی مکن بابا ......... ای وای ای وای

**********

کجا تشنه ی آبم ....... که من عاشق بابم

سه شعبه کند خوابم ...... ای وای ای وای

حضرت علی اکبر (ع)

علی شبه پیغمبر ...... چو لاله شدی پر پر

ز داغت زنم بر سر ........ ای وای ای وای

*********

لب از لب گشا جانا ......... دوباره نما نجوا

علی جان بگو با با ......... ای وای ای وای

حضرت ابوالفضل (ع)

به عشقت گرفتارم ........ تو هستی فقط یارم

مرو ای علمدارم ........ ای وای ای وای

********

ز جا خیز و ای جانا ....... که زینب کند آوا

به بالین تو زهراست ........ ای وای ای وای

*********

شب عاشورا

شده شام عاشورا...... همه خیمه ها غوغا

وصیت کند مولا ........... ای وای ای وای

********

ادامه دارد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 12:17 توسط الف - الف (شاعر گمنام)| |

Design By : Night Melody